for me
part: 25
ا/ت لبخند مشکولی زد و چشم هاشو ریز کرد
شوگا هم به صندلی تکیه داد و منتظر به ا/ت نگاه کرد
:شوگاا
-:چته
:ببین بیا منطقی باشیم، الان که من نمیتونم برم خونه چون جونگکوک جرم میده خب
-:خب؟
:بعد من شلوارکم خوبه خب؟
-:خب؟
: ولی خب لباسم زیاد مناسب نیست، تیشرتت خیلی قشنگه میدیش بهم؟(چشم توله سگی)
-:نه عمرا حرفشم نزن
:عه چه گدایی بده دیگه
-:اینو بابام بهم داده نمیدم
:تروخدااااا
-:نچ
:وای هرکاری بگی میکنم تروخدا بدههه
-:اخرین باری که این حرفو زدی بدون اینکه بخوام بوسم کردی و بعد گفتی در عوض(پوکر)
:عهه نه شوگا تروخدا
-:پس اول باید کاری که میگمو انجام بدی
:چی؟
شوگا چند لحظه ای رفت تو فکر و انگار داشت حرف دهنشو مزه مزه میکرد که ببینه بگه یا نه
:بگو دیگه،زیر لفظی میخای؟
-:من یه عکس کاپلی میخام، ولی خب هنوز اینجا خیلی با دخترا جور نشدم که بخام از کسی
:عکس کاپلی برا چیته؟
-:حالا بماند، ولی یدونه میخوام
یکم فکر کردم و بعد قبول کردم و
با شوگا رفتیم جلوی اینه تا عکسرو بگیریم(حقیقتا توی ذهنم چیز خاصی نیست ولی حالا خودتون یچی تصور کنید)
-:خب الان بیا اینجا
:ولی زیاد تو هم نریما
-:بیخیال دختر قبلا هم گفتم چیز جدیدی نداری، مثل بقیه ای
:گفتم که منو با بچ های دورت یکی نکن(شمرده شمرده) بعدشم اگر میخای از الان این مسخره بازیاتو شروع کنی عکس نگیریم
-: نه باید بگیریم، باشه کاریت ندارم ولی هنوزم سر حرفم هستم
:منم سر حرفم هستم
-:صبر کن الان ثابت میکنم بهت
شوگا اول عکس رو گرفت و بعد برگشت رو به من
توی یه راهرو بودیم و پشتم دیوار بود و شوگا اروم اروم جلو اومد
ا/ت لبخند مشکولی زد و چشم هاشو ریز کرد
شوگا هم به صندلی تکیه داد و منتظر به ا/ت نگاه کرد
:شوگاا
-:چته
:ببین بیا منطقی باشیم، الان که من نمیتونم برم خونه چون جونگکوک جرم میده خب
-:خب؟
:بعد من شلوارکم خوبه خب؟
-:خب؟
: ولی خب لباسم زیاد مناسب نیست، تیشرتت خیلی قشنگه میدیش بهم؟(چشم توله سگی)
-:نه عمرا حرفشم نزن
:عه چه گدایی بده دیگه
-:اینو بابام بهم داده نمیدم
:تروخدااااا
-:نچ
:وای هرکاری بگی میکنم تروخدا بدههه
-:اخرین باری که این حرفو زدی بدون اینکه بخوام بوسم کردی و بعد گفتی در عوض(پوکر)
:عهه نه شوگا تروخدا
-:پس اول باید کاری که میگمو انجام بدی
:چی؟
شوگا چند لحظه ای رفت تو فکر و انگار داشت حرف دهنشو مزه مزه میکرد که ببینه بگه یا نه
:بگو دیگه،زیر لفظی میخای؟
-:من یه عکس کاپلی میخام، ولی خب هنوز اینجا خیلی با دخترا جور نشدم که بخام از کسی
:عکس کاپلی برا چیته؟
-:حالا بماند، ولی یدونه میخوام
یکم فکر کردم و بعد قبول کردم و
با شوگا رفتیم جلوی اینه تا عکسرو بگیریم(حقیقتا توی ذهنم چیز خاصی نیست ولی حالا خودتون یچی تصور کنید)
-:خب الان بیا اینجا
:ولی زیاد تو هم نریما
-:بیخیال دختر قبلا هم گفتم چیز جدیدی نداری، مثل بقیه ای
:گفتم که منو با بچ های دورت یکی نکن(شمرده شمرده) بعدشم اگر میخای از الان این مسخره بازیاتو شروع کنی عکس نگیریم
-: نه باید بگیریم، باشه کاریت ندارم ولی هنوزم سر حرفم هستم
:منم سر حرفم هستم
-:صبر کن الان ثابت میکنم بهت
شوگا اول عکس رو گرفت و بعد برگشت رو به من
توی یه راهرو بودیم و پشتم دیوار بود و شوگا اروم اروم جلو اومد
- ۷.۳k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط