{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر زمین خورده ام که بدانم

آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است ..

حالا اما
نمی خواهم برخیزم
در سیاهی این شب بی ماه
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام ...
دیدگاه ها (۲)

دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ ...

خـــــــوبم .... درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده...

خه لات (عه بدوللا په شیو) خه لات عطیه ژینیکی ترم خه لات که...

گرگ های گرسنه مرا دریدند حق با گرسنگی بود تقدیم...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط