{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق جنون

عشق جنون
Part 1
عمارت مالفوی "
نارسیسا: خانم دکتر خواهش میکنم یه راهی یه چاره ای برای بچم پیدا کن خواهش میکنم( با گریه) + خانم مالفوی من گفتم که من فقط میتونم پسرتون رو راهنمایی کنم خودشو کنترل کنه وگرنه من نمیتونم مریضیش رو درمان کنم لوسیوس: یعنی بیماریش هیچوقت از بین نمیره؟ +نه اگه توی بچگی درمان میشد شاید ولی الان دیگه دیره نمیشه نارسیسا : خب ولی میتونس کمکش کنی خودشو کنترل کنه؟ + بله اینو میتونم نارسیسا: پس هرچه سریع تر شروع کن +باید اول پسرتون رو ببینم لوسیوس: اون اینجا زندگی نمیکنه . توی عمارت خودشه +خب باشه من میرم اونجا . آدرسش رو گرفتم وقتی داشتم میرفتم پدرش متوقفم کرد لوسیوس: خانم دکتر مراقب خودت باش +چرا آقای مالفوی ؟ لوسیوس: بری خودت میفهمی که رفت و منم رفتم سوار ماشینم شدم و به سمت عمارتش رفتم و در زدم که در باز شد و رفتم تو خدمتکار : خانم با کی کار داشتید ؟ +میخاستم آقای مالفوی رو ببینم خدمتکار: خانم اقا الان درحال استرا... _ با من کاری داشتید؟ که از پله ها اومد پایین واو فکر نمیکردم اینقدر جذاب و خوشگل باشه + بله آقای مالفوی میشه باهم یکم حرف بزنیم _ درچه مورد؟ + ببینید اقا من روانپزشکم و اومدم که کمکتون کنم _ و حتما مامانم فرستاده شمارو + بله ایشون خیلی نگران شما هستن _ خانم من درست نمیشم شما هم خودتونو اذیت نکنید که میخاست بره + ولی این وظیفه ی منه و باید شمارو درمان کنم _ بیا بالا دفترم ......


( سلاممم خوبین؟ نظرتون درمورد رمانمون چطوره؟ )
دیدگاه ها (۱۴)

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

مرد من ۱

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

آت: من مطمنم کار میرا هستش کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا دا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط