جین یاااااااااااااااااااااااااااااا هی این همه چمدون واسه چیههههههههه
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۲
جین : یاااااااااااااااااااااااااااااا ( هی )..... این همه چمدون واسه چیههههههههه
لیا : فقط وسایل ضروری و دم دستشه ( خنده )
شوگا : شما دخترا واقعا عجیبین ( خنده )
ا.ت : یااااا یونگی هیونگ تو دیگه چرا
جیهوپ : وایییی حس خوبی دارم که یه دختر ناز و گوگولی مگولی بهمون اضافه شده تجربه ی باحال و دوست داشتنیه ( خنده و ذوق )
تهیونگ : منم خوشم اومده
با خنده به قیافه های گوگولی و خنگشون نگاه کردم
بعد اینکه مکنه لاین و جیهوپ کل راه حنجره
شون رو جرو واجر کردن تا ببینن کی اهنگ
موردعلاقم رو بهتر میخونه و به خوابگاه
بنگتن رسیدیم
به نظر من اصلا شبیه یه خوابگاه نبود یه
ساختمون عمارت مانند و شیک در منطقه
مرکزی سئول
جین : ا.ت به خونه ی جدیدت خوش اومدی
نامجون : این خوابگاه مجهز به هر چیزی که
فکرشو بکنی هست پس با خیال راحت اینجا بمون
شوگا : زودباشیدددددددددددددددد ببینم گشنمه
و این شوگا هیونگ بود که مثل یه پادشاه
دست به سینه ایستاده بود و منو پیش
خودش گذاشته بود و داشت مکنه لاین رو
کنترل میکرد که چمدون های من رو بیارن
از این توجه های ریز و دقیقشون ذوق
میکردم
بعد اینکه بچه ها وسایلم رو اوردن ازشون
تشکر کردم و شروع کردم به چیدن اتاقم
یه اتاق بزرگ با یه پنجره ی بزرگ و پرده های
سفید حریر بلند که اتاق رو خیلی بلند تر
نشون میداد
یه تخت دونفره یه بزرگ و راحت
یه میز توالت و یه اینه نئون دار گرد که
کنترل داشت و میتونستم نورش رو تنظیم
کنم
یه میز مطالعه ی سفید ساده ی بررگ که
میتونستم کتابام و استند هام رو بزارم
و یه رگال بزرگ و یه کمد بزرگ و قسمت بندی
شده که یعنی کاری باهام کرد که حاضر بودم
در برابر معمار این ساختمان سر تعظیم فرود بیارم
خب انالیز دیگه کافیه بهتر دست به کار شم
و زود تمومش کنم
سریع دست به کار شدم و بعد اینکه باسن
مبارک قشنگ پاره شد دیگه کارای اتاق تموم شد
موقع شام
جین هیونگ : بدویید بیاید ببینم سرد شد
هر کدومشون برام کلی غذا کشیدن که با
تعجب بهشون خیره بودم که جین با تعجب
گفت : چته دختر بخور سرد شد .... این
بیمبابم دستورشو جدید پیدا کردم تست کن بهم بگو چطور شده
با بخند سری تکون دادم
و درست تا اومدم چاپستیک رو بردارم که
یکم از بیمباب تست کنم گوشیم زنگ خورد
با عذرخواهی گوشیم رو برداشتم که جواب بدم
که دیدم لیاست
اشتباهی گوشی رو گذاشتم رو بلند گو که سریع جیغ عجله ای و هول لیا هممون رو ترسوند
لیا : ا.تتتتتتتتتت ( جیغ )
با تعجب و نگرانی لب زدم : لیا .... چه اتفاقی افتاده
لیا : یادم رفت برنامه غذاییتو بهت بدم یه
گرم اصافه کنی باز اون شین احمق بهت کلی
رژیم چرت و پزت میده با حالت بد میشه
جفتمون به گاف میریم ... ا.ت نگو که شام خوردی و دیر زنگ زدم ( جیغ و نگرانی )
با خنده گفتم : قربونت بشم من به خاطر این
زنگ زدی و این همه جیغ جیغ کردی ... نگران
نباش اون شین احمق حتی اگه امروز پنج
کیلو هم کم کنم باز باید اون رژیمای چرت و
پرت و زامبی مانندشو بده ... نگران نشو جین
هیونگ غذا درست کرده سعی میکنم مطابق
رژیم عمل کنم
لیا : باشه عزیزدلم مراقب خودت باش و خوب
استراحت کن نیام ببینم باز حالت بد شده
جعبه ی قرصاتم کنار کیف مشکیت گذاشتم
یادت نره بخوری ها الارمتم حتما بزار که
فراموشت نشه باشه
ا.ت : باشه قشنگ من کاری نداری
لیا : نه مراقب باشه ... فعلا
و تماسمون تموم شد
پسرا با دهن باز نگام میکردن
با تعجب گفتم : اتفاقی افتاده
جیهوپ : والا من حس میکنم داری از لاغری و
کمبود وزن میمیری واسه ی همین جین
امشب کلی غذای خوشمره درست کرده بخوری
ا.ت : خب من کاراموز کمپانیم باید درماه
حداقلش دیگه دوسه بار وزنم رو اندازه میکردن تا زیاد نشم
جین : بخور ببینم اینا چرت و پرت زیاد میگن
جونگ کوک : میخوام ببینم اینا مدرکشونو
کجاشون دراوردن
جین : یاااااااااااااااااااااااااااااا ( هی )..... این همه چمدون واسه چیههههههههه
لیا : فقط وسایل ضروری و دم دستشه ( خنده )
شوگا : شما دخترا واقعا عجیبین ( خنده )
ا.ت : یااااا یونگی هیونگ تو دیگه چرا
جیهوپ : وایییی حس خوبی دارم که یه دختر ناز و گوگولی مگولی بهمون اضافه شده تجربه ی باحال و دوست داشتنیه ( خنده و ذوق )
تهیونگ : منم خوشم اومده
با خنده به قیافه های گوگولی و خنگشون نگاه کردم
بعد اینکه مکنه لاین و جیهوپ کل راه حنجره
شون رو جرو واجر کردن تا ببینن کی اهنگ
موردعلاقم رو بهتر میخونه و به خوابگاه
بنگتن رسیدیم
به نظر من اصلا شبیه یه خوابگاه نبود یه
ساختمون عمارت مانند و شیک در منطقه
مرکزی سئول
جین : ا.ت به خونه ی جدیدت خوش اومدی
نامجون : این خوابگاه مجهز به هر چیزی که
فکرشو بکنی هست پس با خیال راحت اینجا بمون
شوگا : زودباشیدددددددددددددددد ببینم گشنمه
و این شوگا هیونگ بود که مثل یه پادشاه
دست به سینه ایستاده بود و منو پیش
خودش گذاشته بود و داشت مکنه لاین رو
کنترل میکرد که چمدون های من رو بیارن
از این توجه های ریز و دقیقشون ذوق
میکردم
بعد اینکه بچه ها وسایلم رو اوردن ازشون
تشکر کردم و شروع کردم به چیدن اتاقم
یه اتاق بزرگ با یه پنجره ی بزرگ و پرده های
سفید حریر بلند که اتاق رو خیلی بلند تر
نشون میداد
یه تخت دونفره یه بزرگ و راحت
یه میز توالت و یه اینه نئون دار گرد که
کنترل داشت و میتونستم نورش رو تنظیم
کنم
یه میز مطالعه ی سفید ساده ی بررگ که
میتونستم کتابام و استند هام رو بزارم
و یه رگال بزرگ و یه کمد بزرگ و قسمت بندی
شده که یعنی کاری باهام کرد که حاضر بودم
در برابر معمار این ساختمان سر تعظیم فرود بیارم
خب انالیز دیگه کافیه بهتر دست به کار شم
و زود تمومش کنم
سریع دست به کار شدم و بعد اینکه باسن
مبارک قشنگ پاره شد دیگه کارای اتاق تموم شد
موقع شام
جین هیونگ : بدویید بیاید ببینم سرد شد
هر کدومشون برام کلی غذا کشیدن که با
تعجب بهشون خیره بودم که جین با تعجب
گفت : چته دختر بخور سرد شد .... این
بیمبابم دستورشو جدید پیدا کردم تست کن بهم بگو چطور شده
با بخند سری تکون دادم
و درست تا اومدم چاپستیک رو بردارم که
یکم از بیمباب تست کنم گوشیم زنگ خورد
با عذرخواهی گوشیم رو برداشتم که جواب بدم
که دیدم لیاست
اشتباهی گوشی رو گذاشتم رو بلند گو که سریع جیغ عجله ای و هول لیا هممون رو ترسوند
لیا : ا.تتتتتتتتتت ( جیغ )
با تعجب و نگرانی لب زدم : لیا .... چه اتفاقی افتاده
لیا : یادم رفت برنامه غذاییتو بهت بدم یه
گرم اصافه کنی باز اون شین احمق بهت کلی
رژیم چرت و پزت میده با حالت بد میشه
جفتمون به گاف میریم ... ا.ت نگو که شام خوردی و دیر زنگ زدم ( جیغ و نگرانی )
با خنده گفتم : قربونت بشم من به خاطر این
زنگ زدی و این همه جیغ جیغ کردی ... نگران
نباش اون شین احمق حتی اگه امروز پنج
کیلو هم کم کنم باز باید اون رژیمای چرت و
پرت و زامبی مانندشو بده ... نگران نشو جین
هیونگ غذا درست کرده سعی میکنم مطابق
رژیم عمل کنم
لیا : باشه عزیزدلم مراقب خودت باش و خوب
استراحت کن نیام ببینم باز حالت بد شده
جعبه ی قرصاتم کنار کیف مشکیت گذاشتم
یادت نره بخوری ها الارمتم حتما بزار که
فراموشت نشه باشه
ا.ت : باشه قشنگ من کاری نداری
لیا : نه مراقب باشه ... فعلا
و تماسمون تموم شد
پسرا با دهن باز نگام میکردن
با تعجب گفتم : اتفاقی افتاده
جیهوپ : والا من حس میکنم داری از لاغری و
کمبود وزن میمیری واسه ی همین جین
امشب کلی غذای خوشمره درست کرده بخوری
ا.ت : خب من کاراموز کمپانیم باید درماه
حداقلش دیگه دوسه بار وزنم رو اندازه میکردن تا زیاد نشم
جین : بخور ببینم اینا چرت و پرت زیاد میگن
جونگ کوک : میخوام ببینم اینا مدرکشونو
کجاشون دراوردن
- ۷.۵k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط