{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان پسرا

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۴

از زبان پسرا


جین : خب ارازل یکی یکی مثل انسان ظرفاتون رو میزارید روی کانتر
شوگا با داد و هشدار از اون طرف گفت : وحشی بازیو پنجول کشیو و مسابقه و اب بازی و کف بازی و اینا نداریم .... مثل بچه ی ادم ظرفاتونو میزارید و برمیگردید میز رو مرتب میکنید
ا.ت درحالی که داشت ظرفای غذاشو جمع میکرد با هیجان و خنده گفت : جونننننن جدیتو بنازمممم گوربه هیونگ
که شوگا با خنده لب زد : کمتر نمک بریز فسقلی
و با کلی شوخی و خنده ظرفا رو گذاشتن روی کانتر

جین : خب امشب کی میخواد ظرفای شام رو بشو
هنوز حرف جین تموم نشده بود که جونگ کوک و جیمین با خنده پریدن بالا و یکصدا گفتن : مااااااااااااا
جین : شما ها امشب میخواین یه اتیشی بسوزونید
نامجون : موافقم .... خیلی مشکوک میزنیدا ... شبای پیش جین باید با چوب تکونتون میداد که ظرفای غذای خودتون رو جمع کنید شستنشون که پیش کشتون
جیهوپ : ( خنده ی بلند ) سابقه تون خیلی خرابه هاااااااااااا
جیمین : یااااااا هیونگ یه امشب خواستیم کمک کنیما اصلا خودتون بشورید ....( اعتراضی بانمک )
ا.ت : خبببببببب دعوا نکنید امشب من میخوام بشورم
که همشون یکصدا داد بلندی کشیدن و گفتن : امکان نداره
با خنده و تعجب رو به قیافه های بانمک و حرصیشون لب زدم : چرا اخه
تهیونگ : چرا نداره که همین روز اولی که اومدی میخوای ظرف بشوری ( اعتراضی )
ا.ت : خب من نمیشورم که ( بانمک )
جین : پس کی میشوره ( اخم )
ا.ت : چقدر شما خنگید خب من نمیشورم که ماشین ظرف شویی میشوره
اخه ماشین ظرف شویی به این بزرگی گذاشتید توی اشپزخونه که نگاش کنید پسرا
جونگ کوک : راست میگه هاااا ( خنده )
ا.ت : پس دعوا نکنید الکی بچه ها من فقط ظرفا رو داخلش میچینم و بعدشم دیگه میزارم داخل کابینت خودشون ( خنده )







بعد از شستن ظرفا یه دمنوش با ا.ت زدیم بر بدن و تصمیم گرفتیم اهنگ موردعلاقش رو براش به عنوان اهنگ خوش امد گویی بخونیم
پارتا رو تقسیم کرده بودیم پس بردیمش استودیو مشترک و اصلی خودمون





جونگ کوگ بهش یه صندلی داد و روبهش لب زد :خب ا.تی اینجا بشین و ببین هیونگات چطوری واست شاهکار خلق میکنن



با تمام وجودمون شروع کردیم به خوندن و رقصیدن که اشکای ا.ت از ذوق صورتش رو پوشوندن

با خنده و جیغ لب زد : عالی بودددددد

که مثل تعظیم مخصوص خود ارمیا واسش تعظیم کردیم درست تعظیمی که در شان و شخصیت و مقام یک پرنسس باشه

ا.ت : حالا من میخوام واستون یه اهنگ بخونم
پسرا با هیجان : ماهم میخوایم بخونیم
با خنده ی ریزی اروم لب زد : همراهیم میکنید ؟
با خنده ی شیطونی بهم خیره شدیم



اون دست گذاشته بود روی هیجانی و قشنگتریم اهنگ ما که خب من به شخصه به انتخابش افتخار کردم


بعد از گذشت چند دقیقه دنس و اهنگ زمانی که تهیونگ داشت پارتشو میخوند یهو صداش قطع شد که ما اون لحظه متوجه جسم بی جون و سفید رنگ ا.ت شدیم که روی دستای لرزون تهیونگ افتاده بود و که هنوز توی شوک بود
یونگی زودتر از هممون عمل کرد و با داد گفت : شیبااااااللللللللللل به خودتون بیاید لعنتیا اون بچه حالش خوب نیست
جین : ب..باشه العان به امبولانس خبر میدم
جیهوپ : العان با لیا تماس میگیرم
هممون بالای سرش بودیم
یونگی مدام ضربه های اروم به صورتش میزد و نبضش رو چک میکرد که یهو با داد و بیجونی لب زد : نبضش هی داره ضعیف میشه چرا هچیکس نمیاد
تهیونگ با صدای لرزونش لب زد : هی..یونگ بدنش ... دا..ره .. سرد میشه
نامجون با هول دستش رو به صورت ا.ت رسوند که با ترس گفت : مثل یه تیکه یخه شوگاااا نبضشو چک کن باید بزنه ... اصلا چی شد که این اتفاق اوفتاد
یونگی : خیلی ضعیفه نام به سختی میتونم حس
که حرفش با جیغ ترسیده ی لیا قطع شد همه نگران به لیایی که تازه اومده بود چشم دوختیم که گفت : چه اتفاقی واسش افتاده
جیهوپ اروم همچیو توضیح داد و ما منتظر لیا بودیم که بگه چی شده که بلافاصله جونگ کوک خبر داد امبولانس اومده و پرستارا دارن با برانکارد میان پس ماهم صحبت هامون رو به بعد منتقل کردیم العان سلامتی ا.ت از همه چی مهم تر بود








هممون با نگرانی منتظر بودیم دکتر بعد از چکاب از اتاقش بیاد بیرون
بعد چند دقیقه ی طولانی دکترچوی اومد و با شماتت رو به لیا گفت : لیا باز هیجان زیادی به قلبش وارد شده
لیا با سربه زیری و لب زد : ممنونم دکتر چوی ... معذرت میخوام که ازش به درستی مراقبت نکردم
دکتر چوی : چیزی نیست دخترم توکه اونجا نبودی باید به پسرا میگفتیم که مراقبش باشن
شوگا : ببخشید خانوم دکتر ولی چه اتفاقی افتاده ؟ ...
دکتر چوی : از این سمت داخل اتاقم صحبت میکنیم پسرا
دیدگاه ها (۲)

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم مردمک...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱6هیچ جوره نمی خواستیم قبول کنیم این دخت...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۳بعد از خوردن غذا و شستن ظرفا قرار شد ب...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۲جین : یاااااااااااااااااااااااااااااا ...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط