{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:⁴
جیهوپ: جونگکوک قراره تا یه هفته دیگه بیاد قول میدم رابطتون درست بشه
هیونا سرش رو روی شونه جیهوپ گذاشت و به خوردن مرغ سوخاری ادامه داد
اون یک هفته به سرعت برق و باد گذشت جیهوپ رفت دنبال هیونا که باهم برن فرودگاه استقبال جونگکوک دم در هیونا تردید کرد
جیهوپ: چی شده؟
هیونا: نمی‌دونم
جیهوپ: بیا بریم تا ببینیش حالت بهتر میشه
هیونا سوار ماشین شد که توی راه حالش بد شد قلبش خیلی درد می‌گرفت جیهوپ نگاهش کرد
جیهوپ: هیونا هیونا خوبی؟ (نگران)
هیونا دستش رو روی قلبش مشت کرده بود
هیونا: دردش خیلی بیشتره
هیونا رنگش پریده بود جیهوپ با دیدن اوضاع هیونا رو برگردوند خونه و به دکتر خبر کرد.
جونگکوک رسید میون اون همه آدم چشمش دنبال هیونا میگشت ولی پیداش نکرد میدونست چه گندی زده لبخند زد و برای آرمی ها دست تکون داد توی ماشین راجب وضعیت هیونا شنید نگرانش شده بود وقتی به خونه رسید در رو باز کرد و با عجله وارد اتاق شد.
هیونا روی تخت خوابیده بود و بهش سرم وصل بود جیهوپ کنار تخت نشسته بود و دستش رو گرفته بود
جونگکوک: حالش خوبه؟
جیهوپ: آره دکتر گفت خوب میشه
جونگکوک: چرا اینطوری شد؟
جیهوپ: تو چرا بهش پیام نمیدادی؟
جونگکوک: چی؟
جیهوپ: نه رنگی نه پیامی آنقدر سرت شلوغ بود ؟ جونگکوک مراقبش باش شما ۱۱ سال اختلاف سنی دارید این دختر هنوز مراقبت و توجه میخواد و حالا که کل دنیا می‌دونن که دوست دخترته راحت نمیتونی ولش کنی
جونگکوک: اینایی که میگی رو خودم خوب می‌دونم
جیهوپ: پس لطفاً بیشتر مراقبش باش
جیهوپ جلوی جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا می‌زاره و می‌ره جونگکوک با تعجب بهش نگاه می‌کنه نمیتونست چیزی بگه چون میدونست تمام این مدت جبهوپ مراقب هیونا بوده‌.
جونگکوک بعد از عوض کردن لباس هاش روی تخت کنار هیونا دراز می‌کشه بوسه ای روی لب های می‌زاره
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
⁦(⁠ ͝⁠°⁠ ͜⁠ʖ͡⁠°⁠)⁠ᕤ⁩
می‌دونم گفتم ۵ پارت ولی خوابم میاد دیگه برای فردا ببخشید شبتون هم بخیر خوشگلا🌹💋✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۶)

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

#ارباب‌سنگدل #پارت_20کوک : سلام دستم بنده چیکار داری دکتر : ...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎بعد از مراسم، الین به اتاقش ب...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط