My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:⁶
جونگکوک: چیهوپ
جیهوپ به جونگکوک نگاه کرد
جیهوپ: بله؟
جونگکوک: بیا کارت دارم
جیهوپ بلند شد و همراه جونگکوک رفتن بیرون اتاق و هیونا به طراحیش ادامه داد
جیهوپ: بله؟
جونگکوک: تو عاشق هیونا شدی؟
جیهوپ با تعجب به جونگکوک نگاه کرد اول تردید کرد تا حالا به این سوال فکر نکرده بود
جیهوپ: زده به سرت؟ نه نه چرت و پرتی میگی
جونگکوک: پس چرا آنقدر بهم نزدیکید
جیهوپ: جونگکوک ما دوستیم دقیقاً همون جور که آرمی های دیگه رو دوست دارم هیونا رو دوست دارم حالا هم جای فکر کردن به این چرت و پرتی ها برو ازش عذرخواهی کن
جونگکوک: تو جای منو گرفتی
جیهوپ: چی؟
جونگکوک: تمام مدت حواسش به توعه همش با تو تلفنی صحبت میکنه حتی کنارت میخنده اون وقت من...
جبهوپ: جونگکوک اول اینکه اون همیشه میخواست با تو حرف بزنه و تو جواب ندادی حداقل من جواب میدم و دوم اینکه همیشه راجبع تو صحبت میکنه اون دوستت داره و داره به روش های مختلفی نشونت میده تو نمیبینی
جونگکوک: من مطمئن نیستم
جیهوپ: مراقبش باش اگر نتونی ایندفعه بدون عقب نشینی جات رو میگیرم و مال خودم میکنم
همون لحظه هیونا در رو باز کرد به جونگکوک و جیهوپ نگاه کرد
هیونا: بقیه این طرح رو پسندیدن شما چی؟
جیهوپ دفتر رو از هیونا گرفت و طراحی ها رو نگاه کرد
جیهوپ: آره همش عالیه هر کدوم که اعضا انتخاب کردن همون باشه
هیونا: آره ممنون
هیونا برگشت داخل و جونگکوک همین طور نگاهش کرد
جونگکوک: دیدی ؟ فقط نظر تو رو پرسید
جیهوپ: چون باهات قهره
جونگکوک و جیهوپ برگشتن داخل هیونا با لبخند ادامه میداد و اعضا غرق کار بودن
هیونا و جونگکوک شب برگشتن خونه هیونا روی مبل نشست و تکیه داد نفس عمیقی کشید
جونگکوک: چیهوپ رو دوست داری؟
هیونا: این سوال دیگه از کجا در اومد؟
جونگکوک: جواب بده عاشقش شدی؟
هیونا: اون بهترین ایدل و بهترین دوستمه اگر عاشقش بودم از همون اول میرفتم سمت اون نه تو اگر عاشقش بودم این همه مدت پیشت نمیموندم
جونگکوک: من توی تور تحت فشار بودم تقریباً هر روز بهم سرم وصل بود برای اینکه نگرانت نکنم بهت زنگ نمیزند دلیل اینکه جواب پیام هات هم نمیدادم چون کمپانی ممنوع کرده بود میگفتن باید سر کار باشی
هیونا دست هاش رو روی سرش گذاشت
¯\_( ͡° ͜ʖ ͡°)_/¯
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁶
جونگکوک: چیهوپ
جیهوپ به جونگکوک نگاه کرد
جیهوپ: بله؟
جونگکوک: بیا کارت دارم
جیهوپ بلند شد و همراه جونگکوک رفتن بیرون اتاق و هیونا به طراحیش ادامه داد
جیهوپ: بله؟
جونگکوک: تو عاشق هیونا شدی؟
جیهوپ با تعجب به جونگکوک نگاه کرد اول تردید کرد تا حالا به این سوال فکر نکرده بود
جیهوپ: زده به سرت؟ نه نه چرت و پرتی میگی
جونگکوک: پس چرا آنقدر بهم نزدیکید
جیهوپ: جونگکوک ما دوستیم دقیقاً همون جور که آرمی های دیگه رو دوست دارم هیونا رو دوست دارم حالا هم جای فکر کردن به این چرت و پرتی ها برو ازش عذرخواهی کن
جونگکوک: تو جای منو گرفتی
جیهوپ: چی؟
جونگکوک: تمام مدت حواسش به توعه همش با تو تلفنی صحبت میکنه حتی کنارت میخنده اون وقت من...
جبهوپ: جونگکوک اول اینکه اون همیشه میخواست با تو حرف بزنه و تو جواب ندادی حداقل من جواب میدم و دوم اینکه همیشه راجبع تو صحبت میکنه اون دوستت داره و داره به روش های مختلفی نشونت میده تو نمیبینی
جونگکوک: من مطمئن نیستم
جیهوپ: مراقبش باش اگر نتونی ایندفعه بدون عقب نشینی جات رو میگیرم و مال خودم میکنم
همون لحظه هیونا در رو باز کرد به جونگکوک و جیهوپ نگاه کرد
هیونا: بقیه این طرح رو پسندیدن شما چی؟
جیهوپ دفتر رو از هیونا گرفت و طراحی ها رو نگاه کرد
جیهوپ: آره همش عالیه هر کدوم که اعضا انتخاب کردن همون باشه
هیونا: آره ممنون
هیونا برگشت داخل و جونگکوک همین طور نگاهش کرد
جونگکوک: دیدی ؟ فقط نظر تو رو پرسید
جیهوپ: چون باهات قهره
جونگکوک و جیهوپ برگشتن داخل هیونا با لبخند ادامه میداد و اعضا غرق کار بودن
هیونا و جونگکوک شب برگشتن خونه هیونا روی مبل نشست و تکیه داد نفس عمیقی کشید
جونگکوک: چیهوپ رو دوست داری؟
هیونا: این سوال دیگه از کجا در اومد؟
جونگکوک: جواب بده عاشقش شدی؟
هیونا: اون بهترین ایدل و بهترین دوستمه اگر عاشقش بودم از همون اول میرفتم سمت اون نه تو اگر عاشقش بودم این همه مدت پیشت نمیموندم
جونگکوک: من توی تور تحت فشار بودم تقریباً هر روز بهم سرم وصل بود برای اینکه نگرانت نکنم بهت زنگ نمیزند دلیل اینکه جواب پیام هات هم نمیدادم چون کمپانی ممنوع کرده بود میگفتن باید سر کار باشی
هیونا دست هاش رو روی سرش گذاشت
¯\_( ͡° ͜ʖ ͡°)_/¯
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۴k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط