{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز عید برمن چطور گذشت؟

روز عید برمن چطور گذشت؟
دوست عزیزم روی شانه هایم بدون این که بخندد یاشوخی کند ویـــا حتی یک کلام حرف بزند ولی مردم صداشان، شهادتت مبارک زیارتت قبول ...بلندبود یک وقت بدون این که باورم بشه سری قبری نشستم فاتحه خواندم که پیش چشمانم خاک ریختند...
دیدگاه ها (۵)

'.-

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

سلام ای گل لاله ای پرپرمزیارت قبول ای شهید حرم

وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

P5به طبقه پایین رفتم و آبی خوردم دوباره گوشیمو باز کردم و پی...

فصل چهارمبا صدای زنگ موبایلم، چشم گشودم. دست دراز کردم و گوش...

حافظ عظیمی شاعر تهرانی

قسمت دوم : -علی رضا !... آقا علی ! بیدار می شی دایی ؟!دستم ر...

داستان : پاپ سیاه من علاقه ی بسیاری به داستان پردازی در مور...

شراره جمشید

لبخند خفیفی تحویلش میدهم و راه رفته را باز میگردم….. لبخند م...

#فنجانی_چای_باخداقسمت شصت و هفتنمیدانم چه سری در آن تربت معج...

#مثل_هیچکس ۳۳همیشه زمستان ها در کوچه شان عطر گل یخ می آمد. ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط