#پارت_36

#پارت_36

چشامو بهش دوختم ، رد اشک توی صورتش معلوم بود ، چش ماش خیس بود و داشت گریه میکرد دلمو اتیش میزد وقتی چشماش خیس میشد ، میدونستم اگ برگردم علیسان سر حرفش میمونه و کاریم نداره ولی اینم میدونم که دیگه قرار نی بهم اعتماد کنه اما هیچ کدوم از اینا واسم مهن نیست ، من فقط نمیخوام چشمای ساحلو خیس ببینم ،،، دستامو قاب صورتش کردمو گرفتم ...


- من هیچ وقت ولت نمیکنم باشه ؟

+ قول میدی؟¿

- معلومه که قول میدم تو نگران هیچی نمیشه من ازت محافظت میکنم

+ ممنونم :)

فرستادمش پشتمو شروع کردم به تیر اندازی کردن که یهو صدای در گیری دو برابر شد ، فک کنم نیروی کمکی اهورا خان رسیدی بودن ، نمیتونستم ریسک کنم پس دست ساحلو کشیدو با خودم بهشو بردم بالا ،،،

+ چیشده

- وسایلتو جم کن باید بزنیم بیرون

+ مگه بابام اینا نیومدن خب با اونا میریم دیگه

- مطمئنا علیسان بازم نیرو میفرسته نمیتونم سر جون تو ریسک کنم ساحل لطفا بهم اعتماد کن

+ بهت اعتماد دارم ولی..

- ولی نداره الانم زنگ بزن به بابات بگو داری باهام میای

زنگ زدو گفت اول یکم مخالفت کردن ولی وقتی دلیلمو براشون گفتم چیزی نگفتن ، وسایلو جم کردیمو از راه مخفی خونه داشتیم میزدیم بیرون که ....
دیدگاه ها (۲)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هشتمویو تهیونگسه روز از اون شبی...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

علیسان #گیسوکمند*part:19اه العنتی اسلحه رو پرت کردم ی گوشه ت...

part 46ویو ات وقتی بیدار شدم تهیونگ خواب بود موهاش رویه صورت...

چند پارتی هیونجین 🙂💙پارت 5💙«چشمای نورا پر شده بود از اشک مید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط