{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین عشق

اولین عشق
پارت ۹
سرکلاس :
آقای هندرسون :بچه ها قراره یه سفر به توکیو بریم و من هم گروه هارو میگم آنیا فورجر،دامیان دزموند،کریس دزموند،بکی بلکبل گروه دوم ........
فردا راه میوفتیم
زنگ که خورد آنیا بدو میره پیش کریس و میگه :ام کریس این سفر با قطاره ؟
کریس :آره و بعد هم با کشتی میریم
آنیا : مرسی تو واقعا دوست خوبی هستی
کریس لپاش گل میندازه و میگه :نه قابلی نداشت
[ دامیان داره از حسودی میمره]
دامیان :هوی پشمک بیا کارت دارم
آنیا :یک اینکه من اسم دارم و دو اینکه چیکارم داری
دامیان :بیاخودت میفهمی
دامیان آنیا رو میبره یه جای خلوت و میگه :دقیقا کریس چیکارته و چرا انقدر بهش نزدیکی(با نیمه داد و جدی)
آنیا : من و اون فقط دوستیم بعدشم به تو چه تو برو با آلیس جونت
دامیان :اگه فکر کردی من و اون باهم خوبیم سخت دراشتباهی
آنیا :فعلا که با اون میری ناهارو خوش خوشان
دامیان :من کلا یه اونم به زور با اون زنگ ناهار رو رفتم
آنیا :خب منم باکریس فقط دوستم فهمیدی و بعد میره
دامیان :موندم تو اون پسره چی دیده اروم
روز اردو بود وهمه سوار قطار شدن
دیدگاه ها (۷)

این سریو ادامه بدم چون از هفت سالگیشون داستان اصلی شروع میشه...

بچه ها هرچی گشتم دنبال شخصیت برای مامان لیلی نشد پس ددنتیجه ...

این لیلیه خودتون پنج ساله اش کنید

الما : پس اینجایید لیلی سامالیلی :الما خواهش میکنم این دفعه ...

رمان حسم به تو....

کله پوک صورتی✨️ پارت ۹دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط