{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی تو

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی تو
سلام بر تو و دریای بی‌کرانه‌ی تو

سلام بر نفسِ باد و بادبان که مرا
رسانده‌اند به مهمانیِ شبانه‌ی تو

چه محفلی‌ست، به مهمانیِ بهارانم
چه مجلسی‌ست، صدای من و ترانه‌ی تو

بریدم از همه و آمدم به دیدارت
کبوترانه نشستم به شوقِ دانه‌ی تو

دلم دلی‌ست که در زلفت آشیان کرده
سرم سری‌ست که جا مانده روی شانه‌ی تو

بیا قدم به سراپرده‌ی خودت بگذار
رواق منظرِ چشمانم آشیانه‌ی تو
دیدگاه ها (۵)

. در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی توسلام بر تو و دریای بی‌کر...

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی توسلام بر تو و دریای بی‌کران...

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی توسلام بر تو و دریای بی‌کران...

تقدیم به ساحتش أعوذُ من کُرُباتِ السَّواحَل المَنحوسبه چشم‌ه...

قلب من چون پرنده‌ی نغمه خوانی ست که آشیان در نیلوفر آبی ساخت...

قلب من چون پرنده‌ی نغمه خوانی که آشیان در نیلوفر آبی ساخته…ق...

گفتم رضا و كاسه ي دستم فقير شدمثل هميشه دست تو دستِ بگير شدگ...

شاپور جورکش شاعر فسایی

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

چقدر قشنگ🥹🍁🍂#ستایش_قلب_سربی #خاص#دلبرانه #دلتنگی #عاشقانه #ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط