پارت رازها و گذشتهها
---
پارت ۳: رازها و گذشتهها
یک شب، وقتی خیابانها آرام شده بودند و فقط صدای باد در میان ساختمانها میپیچید، مایکی و ا/ت در یک گوشه خلوت شهر با هم قدم میزدند. سکوتی سنگین و پرمعنا بینشان جریان داشت.
مایکی، که همیشه محافظهکار و دور از احساسات نشان داده بود، برای اولین بار رازهایی از گذشته دردناک خود را بازگو کرد. خاطراتی از روزهایی که اعتماد را از دست داده بود، از دوستانی که پشتش را خالی کرده بودند و از زخمهایی که هنوز التیام نیافته بودند.
ا/ت با دقت گوش داد، نه با سرزنش، بلکه با همدلی و درکی عمیق که قلب مایکی را لمس کرد. لحظهای که او دست ا/ت را گرفت، فقط یک تماس ساده نبود؛ اعتمادی تازه و کششی عمیق بین آنها شکل گرفت.
آن شب، مایکی و ا/ت فهمیدند که نه فقط کشش، بلکه اتصال روحی و عاطفی آنها را به هم پیوند داده است. حتی در دنیای پرخطر بونتن، حس کردند که میتوانند در کنار هم امنیت و آرامش پیدا کنند.
---
پارت ۳: رازها و گذشتهها
یک شب، وقتی خیابانها آرام شده بودند و فقط صدای باد در میان ساختمانها میپیچید، مایکی و ا/ت در یک گوشه خلوت شهر با هم قدم میزدند. سکوتی سنگین و پرمعنا بینشان جریان داشت.
مایکی، که همیشه محافظهکار و دور از احساسات نشان داده بود، برای اولین بار رازهایی از گذشته دردناک خود را بازگو کرد. خاطراتی از روزهایی که اعتماد را از دست داده بود، از دوستانی که پشتش را خالی کرده بودند و از زخمهایی که هنوز التیام نیافته بودند.
ا/ت با دقت گوش داد، نه با سرزنش، بلکه با همدلی و درکی عمیق که قلب مایکی را لمس کرد. لحظهای که او دست ا/ت را گرفت، فقط یک تماس ساده نبود؛ اعتمادی تازه و کششی عمیق بین آنها شکل گرفت.
آن شب، مایکی و ا/ت فهمیدند که نه فقط کشش، بلکه اتصال روحی و عاطفی آنها را به هم پیوند داده است. حتی در دنیای پرخطر بونتن، حس کردند که میتوانند در کنار هم امنیت و آرامش پیدا کنند.
---
- ۳.۶k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط