{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نزدیک شدن تدریجی

---

پارت ۲: نزدیک شدن تدریجی

روزها می‌گذشت و مایکی و ا/ت ناچار بودند به دلایل مختلف زمان بیشتری با هم بگذرانند. گاهی اوقات در جلسات بونتن، گاهی در خیابان‌های خلوت شهر، و گاهی در موقعیت‌هایی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.

با هر برخورد کوتاه، حس کشش بینشان عمیق‌تر می‌شد. نگاه‌ها پر از معنا، لبخندها پر از کنایه و لحظات سکوت، پر از احساس بود. مایکی که همیشه کنترل اوضاع را در دست داشت، برای اولین بار متوجه شد که نمی‌تواند فکرش را از ا/ت دور کند.

ا/ت هم کم‌کم به مایکی نزدیک‌تر شد؛ نه فقط به خاطر حضورش در بونتن، بلکه به خاطر شخصیتی که پشت آن سردی و اعتمادبه‌نفس مخفی شده بود. لحظه‌های کوتاهشان، حتی یک تماس دست یا یک نگاه طولانی، پر از شور و حس عاطفی بود که هر دو را به هم نزدیک‌تر می‌کرد.

با وجود خطرهای بیرونی و تهدیدهای گروه، یک حقیقت روشن بود: آن‌ها دیگر نمی‌توانستند از هم دور شوند.


---
دیدگاه ها (۰)

---پارت ۳: رازها و گذشته‌هایک شب، وقتی خیابان‌ها آرام شده بو...

---پارت ۴: لحظه‌های دزدکیآن شب، خیابان‌های شهر خلوت و ساکت ب...

---پارت ۱: دیدار غیرمنتظرهشهر توکیو زیر نور کم‌رنگ چراغ‌ها آ...

فن فیک جدید---اسم فن فیک: مایکی و ا/تشخصیت‌ها: مایکی بونتن، ...

ONLY MINE PART 31ا/ت . تیر به بازوی ا/ت خورد و صورتش از درد ...

چند پارتی درخواستی وقتی پارت ۳اسلاید ها ۱ تا ۷ اتاق ا/ت اسلا...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط