{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملتی که به تاریخ اندیشهاش میبالد اما در سرنوشت امروز خ

ملتی که به تاریخ اندیشـه‌اش می‌بالد اما در سرنوشت امروز خود تمـاشاگر است، پیش از آنکه مغلوب قـدرتی بیرونی باشد، مغلوب ترس‌های درونی خـویش است. هیچ زنجـیری بر دست و پای انسان سـنگین‌تر از عادت به سکوت نیست، و هیچ اسـتبدادی پایدارتر از آنی نیست که در ذهن‌ها خـانه کرده باشد. آزادی موهبتی نیسـت که روزی از آسـمان فرود‌ آید و بر دوش ما بنشیند؛ آزادی، عرقِ پیشـانیِ وجدان‌های بیدار است. هر نسـلی که گمان کند «دیگران» روزی راه را هموار خواهند کرد، در حقیقت اذعان داشته‌ است که شایسـتگی راه رفتن ندارد. تاریخ، دفتر حضور شـجاعان است، نه آرشـیو توجیه‌گران. اندیشه‌ای که از هـزینه‌ دادن می‌ترسد، از همان آغاز مُرده به دنیا آمده است. اندیشه، زمانی زنـده است که خطر کند؛ هنگامی که خـواب و آسایش را بر هم بزند؛ زمانی که آرامـشِ وجدان‌های خفته را آشـفته کند. ما سال‌ها واژه‌هایی چون «حقیقت»، «عـدالت» و «انسان» را بر زبان رانده‌ایم، بی‌آنکه بپرسـیم سهم ما از رنج انسان چیست. دانشـی که صدای فرودست را نشنود، دانشی که جـرئت نکند از قصرهای خیالی خود پایین بیاید، تفاوتی با جـهلِ و کشـتار حاکمیت ندارد. بزرگ‌ترین فریب این اسـت که خیال کنیم فهمیدن، خود به‌تنهایی فضـیلت است. نـه! فهمیدن، فقط آغازِ مسـئولیت است! آن‌کس که می‌داند و عـمل نمی‌کند، از آن‌که نمی‌داند خـطرناک‌تر است؛ زیرا برای سـکوتش دلیل دارد، من با ظلـم هم عقیده‌ام. زمانه، همیشه از ما یک چیز می‌پرسد: «تماشـاگر می‌مانی یا ایسـتادگی می‌نمایی؟» و پاسخ هر نسل، سرنوشـت همان نسل است. یا اندیشـه را به میدان زندگی می‌آوریم، یا باید بپذیریم که تمام این سال‌ها، تنها با سـایه‌های ذهن خود گفتگو کرده‌ایم و نامش را «زیسـتن» گذاشته‌ایم.

https://wisgoon.com/p/L96TOIW6DO
دیدگاه ها (۱۰)

ایــــــران از پای نمی‌افتد، می‌تپد و چون ققـنوس از خاکسـتر ...

خستگیِ روحی شبیه خواب‌آلودگی نیست، شبیه فرسودگیِ بیداری‌ست. ...

از او پرسـیدم چه چیز درباره مرگ هسـت که تو را میترسـاند ؟جـو...

نـازی‌ها در پایان جـنگ ، همه توان متمرکز سـازمانی و پابرجای‌...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط