{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیگارد

بادیگارد

part⁴
☆:
کاریت ندارم(سرد) فقط اون منحرف دم در منتظر نوبتشه(سرد)

♡:
چ.. چی (شکه)
ن.. نه بزار برم ببخشید.. لطفا از طرف بابام معذرت میخوام بزار برم(بغضم ترکید)

☆:
نگران نباش نمیزارم اذیتت کنه(سرد)

(تو ذهنم: لعنتی نمیدونم چرا نمیتونم بزارمش اینجا و برم)

♡:
(گریه)
میسوزه(اروم)
حالا ولم کن برم(گریه اخم)

☆:
نه فکرشم نکن تو الان خیلی اسیب پذیری ادمای اون بیرون زیادی هوس بازن(جدی)

♡:
قرار نیست زنده بمونم
از اینجا بیرون برم زنده نمیمونم.
پس فقط بازم کن بزار برم(اروم)

☆:
چرا زنده نمیمونی؟(تعجب)

♡:
خودکشی(خنده)

☆:
چی؟(نیشخند، شکه)

♡:
خب خودکشی میکنم(خنده)

☆:
یه لحظه صبر کن(شکه) چرا؟

♡:
پردمو زدی...(بغض)

☆:
وایسا این به این معنی نیست که بخوای خودکشی کنی خب ادمای زیادی هستن که..(شکه)

♡:
ولی من مثل اونا نیستم..
تو این کارو واسه انتقام کردی و انتقام گرفتی مرگ من فرقی برات نداره(بغض)

☆:
هی محض رضای خدا من نمیخواستم باعث مرگت شم(هول شده)

جان: هر دختر تو هنوزم مثل قدیم دل رحمی(بلند)

خفشو جان(داد)

♡:
دستامممم باز کننننننن(اخم)
اون مرتیکه خودم میکشممم

☆:
بشین سر جات به هر حال اون یکی از ادمای منه(جدی)

♡:
اه لعنتی بازم کن میخوام یه مشت حرومش کنم(بغض)

☆:
هی میتونم دوباره اون کارمو تکرار کنما(خونسرد)

♡:
نمیتونیییی(داد)

☆:
حمله کردم سمتش و یه میلی متریش وایسادم)

♡:
نمیتونی(خنده)

☆:
گردنشو گرفتمو به خودم نزدیکش کردم)

♡:
(تو چشاش خیره شدم)
هنوزم میگم نمیتونی

☆:
هنوز لختی(خونسرد)

♡:
فرقی نمیکنه مطمعینم دیگه دست بهم نمیزنی(خنده)

☆:
امتحان کنیم؟(جدی)

♡:
(نزدیک تر شدم)
حتما(جدی)

☆:
هی میفهمی چی میگی؟(نیشخند)

♡:
نکنه میترسی؟(خنده)

☆:
کی بود چن دقیقه پیش میخواست بخاطر کار من خودکشی کنه؟(نیشخند)

♡:
هنوزم تو فکرشم(خنده)

☆:
پس چرا داری تحریکم میکنی بازم تکرارش کنم؟(جدی)

♡:
چون میدونم تکرار نمیکنی(خنده)

☆:
ولی اگه بکنم؟(جدی)

♡:
نمیتونی
انتقامت از پدرم گرفتی(جدی)

☆:
ولی اگه بار دوم از روی لذت باشه؟ هوم؟(جدی)

♡:
لذت؟
جدی؟ پس باید چک کنم ببینم همینطوره یا نه(خنده)

☆:
میدونی که اگه بخوام ازت استفاده کنم.. هرزه محسوب میشی؟(نیشخند)

♡:
عوضی (اخم)(پایین لبم اونقدر محکم گاز زدم تا خونی شد)
با دستای خودم میکشمت(اروم)

☆:
پاهامو دو طرفش گذاشتم) با انگشت شصتم خون روی لبشو پاک کردم) به خودت اسیب نزن (جدی)

♡:
چرا؟(عصبی)

☆:
نگران نباش اگه ولت کنم اون بیرون ادمای زیادی هست که بهت اسیب بزنه(جدی)(رو بدنش دست کشیدم)

♡:
(بغض)
چرا  باید بهم اسیب بزنن

☆:
به هر حال اونا مردن میتونن راحت بهت تجاوز کنن(نیشخند)

♡:
نزار این کارو بکنن(اروم، بغض)

☆:
به من ربطی نداره، اینجوری زیردستام فک میکنن بزرگترین مافیای کل کره عاشق شده(خنده)

♡:
(گریه)
عوضی...
دستت بردار(عصبی)

☆:
(دستمو روی سینه هاش کشیدم)


اه نکن عوضی وگرنه تلافی میکنم(اخم)
دیدگاه ها (۳)

بادیگارد part⁵♡:اه نکن عوضی وگرنه تلافی میکنم(اخم)☆:عو جدی؟(...

بادیگارد part⁶☆:میدونستم باور نمیکنی(نیشخند)اثکی پس بیا بشین...

اسلاید اول: جانگ مویوناسلاید دوم: کیم سو آنام فیک: بادیگارد

بادیگارد part³☆خون همجا رو گرفته بود) تند تر و محکم تر به کا...

بادیگارد part²☆برگشتمو دستو پاشو گرفتم انداختمش رو شونم)♡هیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط