بادیگارد
بادیگارد
part³
☆
خون همجا رو گرفته بود) تند تر و محکم تر به کارم ادامه دادم)
♡
عوضی، بسه لطفا (بی جون)
☆
(بعد از چن ساعت تکرار مداوم کارم، دست برداشتم)(نفس نفس زنان نگاش کردم)
♡
(پاهامو جمع کردم تو بغلم سرمو رو بالش فشار دادم)
☆
دل درد داری؟(نیشخند)
♡
هوم(خیلی اروم)(گریه)
☆
خواستم دوباره برم سمتش که تلفن زنگ خورد) تلفنو برداشتم)
+: عوضیه حرومزاده چطور جرعت کردی دختر منو بدزدی (داد)
بح بح اقای جانگ(خنده)
+: تو حق نداری بلایی سر دخترم بیاری (داد)
فک کنم یکم دیر زنگ زدید(خنده)(تلفنو قطع کردم)
برگشتم سمتش)
♡
بابایی(اروم، گریه)
☆
جان با سرعت وارد انبار شد و بلند بلند دنبالم میگشت)
ببر صدای گوش خراشتو من اینجام(داد)(تو اتاق تنهاش گذاشتمو دستمال کاغذی برداشتم رفتم بیرون) چه مرگته پسر(اخم)
♡
(زانومو رو پیشونیم گذاشتم)
درد داره(گریه)
اولین سکسم اینقد خشن بود(بغض)
☆
د بگو بینم چته پسر (عصبی)
جان: تموم؟(نیشخند)
☆
چی؟(اخم)
جان: دختره(خنده)
دستات خونیه
پردش زدی؟
ولی.. خواهرت رو از پشت کرد پردش نزد..(نیشخند)
☆
ببند دهنتو لاشی(نیشخند)
جان: نوبت منه(خنده)(رفت تو اتاق)
☆
عاعا اجازه نداری بری تو اتاق(جدی)
جان: این یبار کوتاه بیا هورنیم کرده(خنده)
☆
جان یه بار یه حرفو میزنم(اخم)(رفتم داخل اتاق و درو قفل کردم)
♡
سو آ بسه دیگه نمیتونم(بغض)
part³
☆
خون همجا رو گرفته بود) تند تر و محکم تر به کارم ادامه دادم)
♡
عوضی، بسه لطفا (بی جون)
☆
(بعد از چن ساعت تکرار مداوم کارم، دست برداشتم)(نفس نفس زنان نگاش کردم)
♡
(پاهامو جمع کردم تو بغلم سرمو رو بالش فشار دادم)
☆
دل درد داری؟(نیشخند)
♡
هوم(خیلی اروم)(گریه)
☆
خواستم دوباره برم سمتش که تلفن زنگ خورد) تلفنو برداشتم)
+: عوضیه حرومزاده چطور جرعت کردی دختر منو بدزدی (داد)
بح بح اقای جانگ(خنده)
+: تو حق نداری بلایی سر دخترم بیاری (داد)
فک کنم یکم دیر زنگ زدید(خنده)(تلفنو قطع کردم)
برگشتم سمتش)
♡
بابایی(اروم، گریه)
☆
جان با سرعت وارد انبار شد و بلند بلند دنبالم میگشت)
ببر صدای گوش خراشتو من اینجام(داد)(تو اتاق تنهاش گذاشتمو دستمال کاغذی برداشتم رفتم بیرون) چه مرگته پسر(اخم)
♡
(زانومو رو پیشونیم گذاشتم)
درد داره(گریه)
اولین سکسم اینقد خشن بود(بغض)
☆
د بگو بینم چته پسر (عصبی)
جان: تموم؟(نیشخند)
☆
چی؟(اخم)
جان: دختره(خنده)
دستات خونیه
پردش زدی؟
ولی.. خواهرت رو از پشت کرد پردش نزد..(نیشخند)
☆
ببند دهنتو لاشی(نیشخند)
جان: نوبت منه(خنده)(رفت تو اتاق)
☆
عاعا اجازه نداری بری تو اتاق(جدی)
جان: این یبار کوتاه بیا هورنیم کرده(خنده)
☆
جان یه بار یه حرفو میزنم(اخم)(رفتم داخل اتاق و درو قفل کردم)
♡
سو آ بسه دیگه نمیتونم(بغض)
- ۱.۷k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط