بادیگارد
بادیگارد
part²
☆
برگشتمو دستو پاشو گرفتم انداختمش رو شونم)
♡
هییییی چیکار میکنی(بچم رف اوت)
☆
خفه (جدی)
♡
اه لعنتی پاهام درد گرف(داد)
☆
خفه(عربده)
♡
(بغض)
داد نزن
☆
رو حرفم حرف نزن(جدی)
♡
میخوای انتقام خواهرت بگیری؟(گریه)
☆
هی تو از کجا میدونی(اخم)
♡
میدونم تو کی
بابایی همچیو بهم گفت (گریه)
☆
مهم نیست (سرد) انقد گریه نکن رو مخمی(اخم)
♡
بزار برم(گریه)
☆
فکرشم نکن(اخم)
♡
میخوای بکشیم؟(گریه)
☆
نه نمیخوام یه قتل به قتلای دیگم اضافه کنم(نیشخند)
♡
چ.. چی (شکه)
پس چیکارم میکنی(گریه)
☆
دقیقا همون کاری که پدرت با خواهرم کرد(نیشخند)
♡
ن.. نههههههه لطفا ولم کن(داد)
نه عوضی این کارو نکن(گریم شدید تر شد)
☆
هیچکس صداتو نمیشنوه منم به هر حال کارمو میکنم(خونسرد)
♡
(گریه بی صدا)
☆
صدات در نیاد من اعصاب درست حسابی ندارم(جدی)(جان اومد)
♡
جان: اوه چه زود اوردیش دختر(خنده)
سمت مویون قدم بر میداشت..
☆
عو عو عو(اخم) تا من کارمو نکردم حتی سوسکم حق نداره نزدیکش بشه چه برسه به تو(اخم)
جان: هی دختر اروم باش فقط میخوام یکم اذیتش کنم(خنده)
♡: اشغال عوضیییی(داد)
جان.. جلو رفت لباشو رو لبای مویون گذاشت..
☆
با لگد طوری زدم زیرش که افتاد) هی عوضی چی بهت گفتم(داد)(همونطور که دست چپم تو جیبم بود خم شدمو با دست راستم لبای مویون رو پاک کردم)
♡
(شکه)..
جان: هی رئیس اذیت نکن بزار ببوسمش(چشم غره)
☆
از کمربندم تفنگ در اوردمو سمتش نشونه گرفتم) تو فک کردی باهات شوخی دارم؟(خونسرد)
♡
(چشامو روهم فشار دادم)
جان: خیلی خب باشه رئیس
کارت باهاش تموم شد بهم بدش(خنده) برگشت که بره..
☆
فکرشم به اون کله پوکت نخوره(با نیشخند به مویون نگاه کردم)(خم شدمو انگشتمو زیر چونش کشیدم)
♡
چشام باز کردم نگاش کردم..
جان: دوسش داری؟(خنده)
☆
چی؟ نه فکرشم نکن(یکم دستپاچه)
جان: خوش بگذرون رئیس(خنده)(رفت بیرون)
****
♡
خجالت زده تو چشاش نگا کردم
☆
(نیشخندی زدمو بلند شدم)
♡
هوف پس کاری نمیکنه(اروم)
☆
امروز وقت ندارم برای فردا(جدی)
♡
نگو میخوای اینجا تنهاممم بزاریییی(شکه)
ر☆
مگه میترسی؟(سرد)
♡
ن.. اره (خجالت)
☆
پس میگم یه نفر بیاد پیشت(سرد)
♡
اـ.اون ـ. اون اقاهه؟(شکه)
☆
بگم بیاد؟(سرد)
♡
اون نه(اخم)
☆
ادمای تیم من همه منحرفن(نیشخند)
♡
به هرحال قراره بهم تجاوز بشه پس فرقی نمیکنه یکیشون بیاد (اخم)
☆
ولی من قراره بهت تجاوز کنم منم از دخترای هرزه خوشم نمیاد(اخم)
♡
هرزه؟
یجور میگی اینگار من با پای خودم اومدم شما بهم دست درازی کنید(اخم)
درضمن تو قراره با چنتا انگشتات اذیتم کنی همین
کار دیگه ای نمیکنی پس برات مهم نیست (چشم غره)
☆
امشب یه کاری میکنم بهم التماس کنی(نیشخند)
♡
عمرا این کارو کنم(اخم)
☆
(تا شب پیش اون رو مخ عوضی نشسته بودم)
♡
گشنمهههههههههههه(داد)
☆
هی تو کلا سر هم چهل کیلو هم نمیشی چطور انقد میخوری اخه(داد)
♡
عوضییی من ادممم(اخم)
☆
بازم براش غذا اوردن.. این چهارمین باری بود که گشنش میشد) هی بچه اعصابمو ریختی بهم(اخم)
♡
اه خب گشنم میشه(اخم)
هییی محض رضای خدا دستام بستس بهم غذا بده(اخم)
☆
دستمو تو صورتم کشیدم) خیلی رو مخی عوضی(جلوش زانو زدمو بهش غذا دادم)
♡
(با اخم به ظرف غذا خیره شده بودم)
☆
چیه(اخم)
♡
اه عوضی بدمزس(عصبی)
☆
نون خشک داریم میخوری؟(بلند)
♡
(براش زبون در اوردم)
☆
با دستم لپاشو فشار دادم) بی ادب(اخم)
♡
عای(اخم)
(دوباره زبون در اوردم)
☆
ببین کارمو شروع میکنما(اخم)
♡
نموتونیییییییی(خنده)(دوباره براش زبون در اوردم)
☆
(دستاشو باز کردم انداختمش رو شونم و بردمش سمت اتاقی که اونجا بود)
♡
هیی (اخم)
هنوزم میگم نمیتونی(اخم)
☆
(بردمش توی اون اتاق و انداختمش رو تختی که اونجا بود)
♡
اه عوضی دردم گرف(عصبی)
☆
قراره بیشتر از این دردت بگیره(جدی)(روش خیمه زدمو دونه دونه لباساشو در اوردم و رسیدم به لباس زیراش)
♡
(مچ دستاش گرفتم)
نکنننن
☆
کمربندو در اوردم.. دستاشو رو هم گذاشتمو بستمش به تخت)
♡
عایی ارومم(اروم)
☆
(همه اون چیزی که تنش بود و در اوردم)(دستمو رو بدنش کشیدم)
♡
عیی (چشام فشار دادم رو هم)
☆
(دستمو بردم پایینو انگشتامو واردش کردم)
♡
اییییییییی نکن (بغض)
☆
خیلی محکم دستمو عقب و جلو میکردم)
♡
اهههههه عاییییی نکن درش بیار درد داره(گریه)
part²
☆
برگشتمو دستو پاشو گرفتم انداختمش رو شونم)
♡
هییییی چیکار میکنی(بچم رف اوت)
☆
خفه (جدی)
♡
اه لعنتی پاهام درد گرف(داد)
☆
خفه(عربده)
♡
(بغض)
داد نزن
☆
رو حرفم حرف نزن(جدی)
♡
میخوای انتقام خواهرت بگیری؟(گریه)
☆
هی تو از کجا میدونی(اخم)
♡
میدونم تو کی
بابایی همچیو بهم گفت (گریه)
☆
مهم نیست (سرد) انقد گریه نکن رو مخمی(اخم)
♡
بزار برم(گریه)
☆
فکرشم نکن(اخم)
♡
میخوای بکشیم؟(گریه)
☆
نه نمیخوام یه قتل به قتلای دیگم اضافه کنم(نیشخند)
♡
چ.. چی (شکه)
پس چیکارم میکنی(گریه)
☆
دقیقا همون کاری که پدرت با خواهرم کرد(نیشخند)
♡
ن.. نههههههه لطفا ولم کن(داد)
نه عوضی این کارو نکن(گریم شدید تر شد)
☆
هیچکس صداتو نمیشنوه منم به هر حال کارمو میکنم(خونسرد)
♡
(گریه بی صدا)
☆
صدات در نیاد من اعصاب درست حسابی ندارم(جدی)(جان اومد)
♡
جان: اوه چه زود اوردیش دختر(خنده)
سمت مویون قدم بر میداشت..
☆
عو عو عو(اخم) تا من کارمو نکردم حتی سوسکم حق نداره نزدیکش بشه چه برسه به تو(اخم)
جان: هی دختر اروم باش فقط میخوام یکم اذیتش کنم(خنده)
♡: اشغال عوضیییی(داد)
جان.. جلو رفت لباشو رو لبای مویون گذاشت..
☆
با لگد طوری زدم زیرش که افتاد) هی عوضی چی بهت گفتم(داد)(همونطور که دست چپم تو جیبم بود خم شدمو با دست راستم لبای مویون رو پاک کردم)
♡
(شکه)..
جان: هی رئیس اذیت نکن بزار ببوسمش(چشم غره)
☆
از کمربندم تفنگ در اوردمو سمتش نشونه گرفتم) تو فک کردی باهات شوخی دارم؟(خونسرد)
♡
(چشامو روهم فشار دادم)
جان: خیلی خب باشه رئیس
کارت باهاش تموم شد بهم بدش(خنده) برگشت که بره..
☆
فکرشم به اون کله پوکت نخوره(با نیشخند به مویون نگاه کردم)(خم شدمو انگشتمو زیر چونش کشیدم)
♡
چشام باز کردم نگاش کردم..
جان: دوسش داری؟(خنده)
☆
چی؟ نه فکرشم نکن(یکم دستپاچه)
جان: خوش بگذرون رئیس(خنده)(رفت بیرون)
****
♡
خجالت زده تو چشاش نگا کردم
☆
(نیشخندی زدمو بلند شدم)
♡
هوف پس کاری نمیکنه(اروم)
☆
امروز وقت ندارم برای فردا(جدی)
♡
نگو میخوای اینجا تنهاممم بزاریییی(شکه)
ر☆
مگه میترسی؟(سرد)
♡
ن.. اره (خجالت)
☆
پس میگم یه نفر بیاد پیشت(سرد)
♡
اـ.اون ـ. اون اقاهه؟(شکه)
☆
بگم بیاد؟(سرد)
♡
اون نه(اخم)
☆
ادمای تیم من همه منحرفن(نیشخند)
♡
به هرحال قراره بهم تجاوز بشه پس فرقی نمیکنه یکیشون بیاد (اخم)
☆
ولی من قراره بهت تجاوز کنم منم از دخترای هرزه خوشم نمیاد(اخم)
♡
هرزه؟
یجور میگی اینگار من با پای خودم اومدم شما بهم دست درازی کنید(اخم)
درضمن تو قراره با چنتا انگشتات اذیتم کنی همین
کار دیگه ای نمیکنی پس برات مهم نیست (چشم غره)
☆
امشب یه کاری میکنم بهم التماس کنی(نیشخند)
♡
عمرا این کارو کنم(اخم)
☆
(تا شب پیش اون رو مخ عوضی نشسته بودم)
♡
گشنمهههههههههههه(داد)
☆
هی تو کلا سر هم چهل کیلو هم نمیشی چطور انقد میخوری اخه(داد)
♡
عوضییی من ادممم(اخم)
☆
بازم براش غذا اوردن.. این چهارمین باری بود که گشنش میشد) هی بچه اعصابمو ریختی بهم(اخم)
♡
اه خب گشنم میشه(اخم)
هییی محض رضای خدا دستام بستس بهم غذا بده(اخم)
☆
دستمو تو صورتم کشیدم) خیلی رو مخی عوضی(جلوش زانو زدمو بهش غذا دادم)
♡
(با اخم به ظرف غذا خیره شده بودم)
☆
چیه(اخم)
♡
اه عوضی بدمزس(عصبی)
☆
نون خشک داریم میخوری؟(بلند)
♡
(براش زبون در اوردم)
☆
با دستم لپاشو فشار دادم) بی ادب(اخم)
♡
عای(اخم)
(دوباره زبون در اوردم)
☆
ببین کارمو شروع میکنما(اخم)
♡
نموتونیییییییی(خنده)(دوباره براش زبون در اوردم)
☆
(دستاشو باز کردم انداختمش رو شونم و بردمش سمت اتاقی که اونجا بود)
♡
هیی (اخم)
هنوزم میگم نمیتونی(اخم)
☆
(بردمش توی اون اتاق و انداختمش رو تختی که اونجا بود)
♡
اه عوضی دردم گرف(عصبی)
☆
قراره بیشتر از این دردت بگیره(جدی)(روش خیمه زدمو دونه دونه لباساشو در اوردم و رسیدم به لباس زیراش)
♡
(مچ دستاش گرفتم)
نکنننن
☆
کمربندو در اوردم.. دستاشو رو هم گذاشتمو بستمش به تخت)
♡
عایی ارومم(اروم)
☆
(همه اون چیزی که تنش بود و در اوردم)(دستمو رو بدنش کشیدم)
♡
عیی (چشام فشار دادم رو هم)
☆
(دستمو بردم پایینو انگشتامو واردش کردم)
♡
اییییییییی نکن (بغض)
☆
خیلی محکم دستمو عقب و جلو میکردم)
♡
اهههههه عاییییی نکن درش بیار درد داره(گریه)
- ۱.۶k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط