{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن.

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن...
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:

آُه! اُه! ساعت 11 شده!
باید برم خانم خونه منتظره!
گاوه پوزخندی میزنه و میگه:
"زن ذلیلو نیگا !
ادعاتم میشه سلطان جنگلی ؟
شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:

" توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو "

به سلامتی تمام خانمهای ایران 
دیدگاه ها (۵)

باهم برید حموم ؟پارت1 (سناریو _توکیو ریونجرز_ باجی)

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

شیـر و رفقـاش دورهم خوش میگذروندن شیره نگاهی به ساعتش مینداز...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . ب...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن .بی...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن ......

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و مشروب میخوردن و خوش میگذروندن . ب...

...شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیر...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیره ن...

شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن.....بین صحبت شیره ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط