شیـر و رفقـاش نشسته بودن
شیـر و رفقـاش نشسته بودن
و مشروب میخوردن
و خوش میگذروندن .
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه
و میگه: آُه! اُه! ساعت 11 شده!
باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی میزنه
و میگه: زن ذلیلو نیگا !
ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی میزنه و
میگه: توی خونه یه شیـــر منتظرمه !
نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!
سـلامـتـی هـمـه شیــــر صفت ها
و مشروب میخوردن
و خوش میگذروندن .
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه
و میگه: آُه! اُه! ساعت 11 شده!
باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی میزنه
و میگه: زن ذلیلو نیگا !
ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی میزنه و
میگه: توی خونه یه شیـــر منتظرمه !
نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!
سـلامـتـی هـمـه شیــــر صفت ها
- ۱.۸k
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط