شب و تاریکی و ظلمت شده ایام بعد از تو

شب و تاریکی و ظلمت شده ایام بعد از تو 
کجا پیدا کنم پشت کدامین ابر ماهم را
به تو آلوده ام تا زنده ام دیگر هراسی نیست  
 که تنهایی به دوشم می کشم بار گناهم را
اگرچه سرد و مغروری! بدان تا زنده ام حتی
برای لحظه ای از تو نمیگیرم نگاهم را
هزاران بار گفتندم که از تو دست بردارم 
ندارم پای رفتن یا فرار از اشتباهم را
اگر تو آن گناه و اشتباهی! نیست باکی چون
کشیدم روی هر چه دلخوشی خط سیاهم را
دیدگاه ها (۵)

با من تو بمان ستاره ی بیتا باشدر خواب شبم زمزمه ی رویا باشمه...

تا عکسِ تو را دیدم، طوفانِ تَجسّم شد!بارانِ تبِ چشمم ... آو...

شبَ‌ست وُ موعدِ دیدار سراغ از من نمی‌گیری؟شُده بی‌مِهری‌اَت ...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط