عزیــــزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
عزیــــزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی !
دلـــــم رنج عجیبی می برد از دوری ات ، اما
نجابت می کند مانند بانــــــــو های ایرانی …
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی
غمـــت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!
مرا باور کنی شاید به راه عشـــــــق برگردم
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی !
” عزیــــــــزم دوستت دارم ” غم این جمله را دیدی ؟!
تفاوت دارد این سیــــــــــــلاب با شب های بــــــارانی ….
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی !
دلـــــم رنج عجیبی می برد از دوری ات ، اما
نجابت می کند مانند بانــــــــو های ایرانی …
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی
غمـــت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!
مرا باور کنی شاید به راه عشـــــــق برگردم
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی !
” عزیــــــــزم دوستت دارم ” غم این جمله را دیدی ؟!
تفاوت دارد این سیــــــــــــلاب با شب های بــــــارانی ….
- ۱.۹k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط