Part
Part:133
ژانگ : درد برو پایین
سوبین : آه ممنونم رئیس
سوبین : رفتم تو حیاط خونه نمیدونم چرا دلم نمیخواست برم داخل ولی هوا سرد بود پس رفتم داخل
هانی : عه عه سوبین اومد
لارا : دختر خشگل خسته هستیا
تهیونگ : ساعت میدونی چنده کجا بودی هوم؟؟
سوبین : تقصیر منه یه کوه بهم فایلو نمیدونم پرونده مزخرف دادن؟
کوک: ولش کنین بچمو بیا اینجا
سوبین : هوم (بی اهمیت*
کوک: هوی
سوبین : بی حرف رفتم بالا لباسامو عوض کردم اومدم پایین
یوبین : مامانیییی
لارا : خب منو مامان جونم غذا پختیم بیایین سر میز
مادرته : آخ فداتشم مننن
زینگگ
هانی : من باز میکنم
هانی : بله
آجوما : منم دیگه
هانی : اینجا چیکار میکنی
آجوما : منظورت چیه
کوک : منو تهیونگ گفتیم بیاد هانی
هانی : متوجه هستی چی میگی لارا دیونه میشه نه نمیشه
آجوما : هانی دخترم ما اولو آخرش آشتی میکنیم
هانی : هوففف
هانی : با عصبانیت رفتم سمت مبل و نشستم
لارا : هوششش چته
کوک : اهم
آجوما : آه سلام (لبخند
تهیونگ : خوش برگشتی آجوما
آجوما : خواهش میکنم
لورا : مامان کمک کن
آحوما : اوه باشه
سوبین : این اینجا چیکار میکنه
تهیونگ : سوبین
سوبین : چیه باز آجوما رو میشه یه جای دل گذاشت اما این دختره هرزه رو نمیشه
آجوما : من بدون دخترم هیچ جا نمیرم دختره من هرزه نیست اون پاکو سادس حق ندارین اونو بازیچه خودتون کنین
لورا : مامان آروم باش
آجوما : نه نمیزارم تو رو تحقیر کنن
لارا : عجب خیلی جالبه بی خیال هانا نمیخواد ادای یه فرشته بی بالو در بیاری
تهیونگ : لارا خشگلم یکم آروم باش
کوک : هم تمومش کنین
سوبین : چیو تموم کنیم
کوک : سوبین
سوبین : سوبینو مرض دختره رو ول کردن اون همه عذاب کشیده حالا اومدن اینجا زرتوپرت میکنن ادای فرشته در میارن
کوک : بسه خفه شو
سوبین : خفه نمیشم فقط منم که لارا رو درک میکنه من میفهمم حس این که مادرت تورو نخواد پدرت ولت کنه همرو میفهمم پس نمیتونین این کارو با لارا کنین
کوک : سوبین خفه شو خفه ببند دهنو(با صدای بلند)
سوبین : ت...تو..بخاطر اینا سر.....سر..من داد زدی؟؟(بغض*
تهیونگ : بچه ها بسه
لارا : سوبین راس میگه خب البته که ارزش من از همه تو خونه کمتره هرچی باشع من فقط یه یه جایگزینم
تهیونگ : نه نه لارا اینطور نیست
لارا : بی خیال بیایید غذامونو بخوریم گشنمه (بغض)
تهیونگ : لارا
هانی : هیس ساکت شو ته
کوک : هوفففف
سوبین : نه یه لحظه شما چطور انقد بی خیالین
کوک : منظورت چیه
سوبین : این دوتا دارن از قصد بین ما فاصله میندازن عارع میخوان ما دشمن شیم (بغض)
هانی : سوبین قشنگم ول کن
سوبین : نمیشه وقتی این زنه شیطان سفت و دختر هرزش اومد_
تهیونگ : نزاشتم حرف سوبین تموم شه که بلند شدمو یه سیلی به سوبین زدم
ته:خفه شو زود همین حالا معذرت خواهی کن زود
ژانگ : درد برو پایین
سوبین : آه ممنونم رئیس
سوبین : رفتم تو حیاط خونه نمیدونم چرا دلم نمیخواست برم داخل ولی هوا سرد بود پس رفتم داخل
هانی : عه عه سوبین اومد
لارا : دختر خشگل خسته هستیا
تهیونگ : ساعت میدونی چنده کجا بودی هوم؟؟
سوبین : تقصیر منه یه کوه بهم فایلو نمیدونم پرونده مزخرف دادن؟
کوک: ولش کنین بچمو بیا اینجا
سوبین : هوم (بی اهمیت*
کوک: هوی
سوبین : بی حرف رفتم بالا لباسامو عوض کردم اومدم پایین
یوبین : مامانیییی
لارا : خب منو مامان جونم غذا پختیم بیایین سر میز
مادرته : آخ فداتشم مننن
زینگگ
هانی : من باز میکنم
هانی : بله
آجوما : منم دیگه
هانی : اینجا چیکار میکنی
آجوما : منظورت چیه
کوک : منو تهیونگ گفتیم بیاد هانی
هانی : متوجه هستی چی میگی لارا دیونه میشه نه نمیشه
آجوما : هانی دخترم ما اولو آخرش آشتی میکنیم
هانی : هوففف
هانی : با عصبانیت رفتم سمت مبل و نشستم
لارا : هوششش چته
کوک : اهم
آجوما : آه سلام (لبخند
تهیونگ : خوش برگشتی آجوما
آجوما : خواهش میکنم
لورا : مامان کمک کن
آحوما : اوه باشه
سوبین : این اینجا چیکار میکنه
تهیونگ : سوبین
سوبین : چیه باز آجوما رو میشه یه جای دل گذاشت اما این دختره هرزه رو نمیشه
آجوما : من بدون دخترم هیچ جا نمیرم دختره من هرزه نیست اون پاکو سادس حق ندارین اونو بازیچه خودتون کنین
لورا : مامان آروم باش
آجوما : نه نمیزارم تو رو تحقیر کنن
لارا : عجب خیلی جالبه بی خیال هانا نمیخواد ادای یه فرشته بی بالو در بیاری
تهیونگ : لارا خشگلم یکم آروم باش
کوک : هم تمومش کنین
سوبین : چیو تموم کنیم
کوک : سوبین
سوبین : سوبینو مرض دختره رو ول کردن اون همه عذاب کشیده حالا اومدن اینجا زرتوپرت میکنن ادای فرشته در میارن
کوک : بسه خفه شو
سوبین : خفه نمیشم فقط منم که لارا رو درک میکنه من میفهمم حس این که مادرت تورو نخواد پدرت ولت کنه همرو میفهمم پس نمیتونین این کارو با لارا کنین
کوک : سوبین خفه شو خفه ببند دهنو(با صدای بلند)
سوبین : ت...تو..بخاطر اینا سر.....سر..من داد زدی؟؟(بغض*
تهیونگ : بچه ها بسه
لارا : سوبین راس میگه خب البته که ارزش من از همه تو خونه کمتره هرچی باشع من فقط یه یه جایگزینم
تهیونگ : نه نه لارا اینطور نیست
لارا : بی خیال بیایید غذامونو بخوریم گشنمه (بغض)
تهیونگ : لارا
هانی : هیس ساکت شو ته
کوک : هوفففف
سوبین : نه یه لحظه شما چطور انقد بی خیالین
کوک : منظورت چیه
سوبین : این دوتا دارن از قصد بین ما فاصله میندازن عارع میخوان ما دشمن شیم (بغض)
هانی : سوبین قشنگم ول کن
سوبین : نمیشه وقتی این زنه شیطان سفت و دختر هرزش اومد_
تهیونگ : نزاشتم حرف سوبین تموم شه که بلند شدمو یه سیلی به سوبین زدم
ته:خفه شو زود همین حالا معذرت خواهی کن زود
- ۵.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط