{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:132

کوک : یعنی چی برو بابا حال ندارم
سوبین : هوففففف خدافظ
ویو شرکت
سوبین : سلام
بقیه : سلام منشی جدید شمایی
سوبین : آه بله
بقیه: عالیه خوش اومدی
سوبین : ممنون
بقیه : یه فرد جدید هم اومده خانوم سوزان
سوزان : سلام بچه ها
سوبین : سلام سوزان
یه نفر : خب حرفاتون تموم شد برین سر کارتون منشی کیم اینا فایلهای ارسالی هستن با اونایی که رو میزته مقایسشون کن و ببرشون اتاق مدیر ژانگ
سوبین ؛ حله کدوم میز منه
۱: اینجا
سوبین : ابلفض اینجا چخبره مگه من رباتم
۱:رئیس گفته همه مدارک و فایل هارو تا شب تموم کنی
سوبین : هوفففف باشه
سه ساعت بعد
سوبین : من فایلهای لازم برای جلسه رو تموم کردم بقیشون هم برای بعد جلسه
۱ : خوبه برو برای جلسه آماده شو
سوبین : باشه
تق تق
ژانگ : بیا داخل
سوبین : آممم سلام رئیس من منشی کیم هستم
ژانگ : یادمه فایلهای جلسه کو
سوبین : ایناهاش
ژانگ : برا جلسه آماده ای
سوبین : بله

چند ساعت بعد (جلسه تموم شده )

سوبین : دارم از خستگی میمیرمممم
۱ : سوبین کارتو تموم کن بعد برو فردا هم کلی کار داریم
سوبین : باشه
سوبین : خب این اینجا آها وایسا بینم برقا چرا جون میدن یا خدا (برقا رفت)
سوبین : جیغغغغغغ
ژانگ : چخبره
سوبین : نه.....م...من..‌میترسم (بغض ، نکته سوبین از تنها بودن تو تاریکی میترسه )
ژانگ : هعی منشی کیم چته
سوبین : ما....مامانی.....نه‌....نرو..مامانی(گریه شدید*
ژانگ : هعی هعی دختر جون آروم باش (زانو میزنه پیشش)

سوبین : رئیس ژانگ شمایین (فین فین کردن)
ژانگ : نه عزیزم عمته
سوبین : منو ببخشین من از تاریکی میترسم
۴ : ببخشید ولی برق این اتاق رفته اگه ممکنه داخل اتاقی که برق دارع بمونین
سوبین : آه کجا برق داره
ژانگ : خب اتاق من بیا بریم اونجا
سوبین : اما
ژانگ : چیه
سوبین : هیچی
ژانگ: بگیر بشین
سوبین : هوف خدا سرده سرده چی فکر کردم اومدمممممم خدااااااا نجاتم بده خستم سردمه خوابم میاد ساعت یک شبه ننه
ژانگ : سردته؟
سوبین : اوهوم
ژانگ : پنجره هارو بستم همه کولرهارو خاموش کردمو یه پتو کلفت دادم بهش
سوبین : ممنونم
ژانگ : کارتو بکن
سوبین : آه بله

دوساعت بعد

سوبین : آه بلاخره تموم شد آخ جوننننن
ژانگ : کار منم تموم شد خب بریم
سوبین : بله
سوبین : رفتیم بیرون ای گوه تو قبر شانس بارون میباره با این که عاشق بارونم اما الان اخه ساعت سه شبه تاکسی نی اتوبوس نی ماشینم که قهر کردم توف تو غرور لعنتی
ژانگ : سوارشو
سوبین : چی
ژانگ ؛ نکنه میخوای پیاده بری باشه
سوبین : نه نه ببخشید باشه سوار میشم
ژانگ : عجله کن
سوبین : سوار شدمو درو بستم
ژانگ : خونه کیم میمونی دیگه
سوبین : ها عاره
ژانگ : خوبه بخاری بزنم؟؟
سوبین : ممنون میشم
چند دقیقه بعد
ژانگ : هوییییی تو ماشین من نخواب پیاده شو
سوبین : ها آه چی ها چی
دیدگاه ها (۰)

Part:133ژانگ : درد برو پایین سوبین : آه ممنونم رئیس سوبین : ...

Part:134لارا : چیکار میکنی لعنتی تهیونگ : کاریت نباشه لارا :...

Part:131لارا : چیو مجبور شدی اخه لعنتی چرا تونستی اونو بزرگ ...

Part:130لارا و هانی: بله تهیونگ : برید دنبالش لارا : سوبین س...

Part:۱۲۳ویو شرکت سوبین ؛ واییییی خیلی ذوق زدم هانی ؛ امممم خ...

Part:156سوبین : واییی وایییی خب بزار یکم سرو وضعمو درست کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط