Part
Part:135
مادام : پسرم
الکس : مامان (بغض)
مادام : هعی آروم باش
الکس : اگه چیزیش بشه چی (بغض)
مادام : سوبین قویه هیچیش نمیشه نگران نباش
الکس : اما اون بدن کوچولوش اون همه دردو چجوری تحمل کنه
مادام : هیش چیزیش نمیشه
یه ساعت بعد
پرستان : ببخشید شما خوانوادش؟
الکس : بله
پرستار : چیشین
مادام : من مادرشم
پرستار : بله لطفا اینجارو امضا کنین
مادام: بله
پرستار : خب ما بهش دارو تجویز کردیم اگه بهشو بیاد مرخصش میکنیم
الکس : میتونیم ببینیمش دیگه؟
پرستار : البته
الکس : ممنون
الکس : رفتم سمت سوبین رو تخت بود حتی فکر این که سوبین اینجوری بی جون رو تخت بیوفته پیشم نباشه دیونم میکرد این دختر چش شده بود فقط میخوام سالم برگرده پیشم
مادام : رفتم سمت سوبین دستمو رو سرش نوازش بار کشیدم
سوبین : مامانی
مادام : هیش چیزی نیست دخترم
سوبین : مامانی ولم نکن من میترسم (بغض)
مادام : من اینجام
سوبین : آروم چشمامو باز کردم هیچی یادم نبود آخرین بار میخواستم برم پیش الکس اما الان کحام؟
سوبین : من کجام
الکس : چیزی نیست بیمارستان
سوبین : الکس تویی
الکس : اوهوم
سوبین : بلند شدمو نشستم
الکس : بهتری؟
سوبین : عارع بهترم
الکس : فداتبشم
سوبین : خودمو تو بغلش جا کردم خیلی آروم سرمو بوس کردو نوازشم کرد
سوبین : میشه هیچ وقت ولم نکنی
الکس : من همیشه اینجام
مادام : اهم من برم دکترو صدا کنم
سوبین : ماما...یعنی مادام شمام اینجایین
مادام : راحت باش ترجیح میدم مثل چند لحظه قبل مامان صدام کنی
سوبین : واقعا
مادام : اوهوم خب من برم دکترو صدا کنم
الکس : میخوای بگی چی شده؟؟
سوبین : من خیلی تنهام نه
الکس : نه اصلا تو منو داری مامانو داری تازه خوانوادتم داری
سوبین : خب با اونا دعوا شده
الکس : سر چی دعواتون شده
سوبین : خب (درحال تعریف
الکس : پشمام یعنی آجوماتون مامان لاراست
سوبین : هوم
الکس : تهیونگ خر
سوبین : اوهییییی آبجیش اینجاس
الکس : خیلی خنگه
سوبین : میدونم
نادام : خب کارای ترخیصتو انجام دادم و دکتر گفت یه معاینه کنه بعدش بریم
دکتر : سلام خب خانوم سوبین اجازه هست
سوبین : هوم
دکتر : حالتون خوبه فقط استراحت کنین کارای سنگین انجام ندین بدنتون ضعیفه باشه؟؟
الکس : نگران نباش
مادام : ما بریم ؟؟
دکتر : البته شب خوش
مادام : الکس برو بیرون عروسم لباساشو عوض کنه
الکس : باش
مادام : کمکت کنم
سوبین : نه خودم میتونم
مادام : نه بزار کمکت کنم
چند دقیقه بعد
الکس : تموم شد؟
مادام : عاره بیا
الکس : بریم دیگه
سوبین : اوهوم
الکس : وایسا
سوبین : چیه
الکس : سوبینو بغلم گرفتمو بلندش کردم
سوبین : بزارم پایینن الکس
الکس : جونم روحم نمیشه دکتر گفته استراحت کنی
سوبین : اوففف
مادام : بزار درو باز کنم
چند لحظه بعد
الکس : رسیدیم
مادام: بیایید داخل
مادام : پسرم
الکس : مامان (بغض)
مادام : هعی آروم باش
الکس : اگه چیزیش بشه چی (بغض)
مادام : سوبین قویه هیچیش نمیشه نگران نباش
الکس : اما اون بدن کوچولوش اون همه دردو چجوری تحمل کنه
مادام : هیش چیزیش نمیشه
یه ساعت بعد
پرستان : ببخشید شما خوانوادش؟
الکس : بله
پرستار : چیشین
مادام : من مادرشم
پرستار : بله لطفا اینجارو امضا کنین
مادام: بله
پرستار : خب ما بهش دارو تجویز کردیم اگه بهشو بیاد مرخصش میکنیم
الکس : میتونیم ببینیمش دیگه؟
پرستار : البته
الکس : ممنون
الکس : رفتم سمت سوبین رو تخت بود حتی فکر این که سوبین اینجوری بی جون رو تخت بیوفته پیشم نباشه دیونم میکرد این دختر چش شده بود فقط میخوام سالم برگرده پیشم
مادام : رفتم سمت سوبین دستمو رو سرش نوازش بار کشیدم
سوبین : مامانی
مادام : هیش چیزی نیست دخترم
سوبین : مامانی ولم نکن من میترسم (بغض)
مادام : من اینجام
سوبین : آروم چشمامو باز کردم هیچی یادم نبود آخرین بار میخواستم برم پیش الکس اما الان کحام؟
سوبین : من کجام
الکس : چیزی نیست بیمارستان
سوبین : الکس تویی
الکس : اوهوم
سوبین : بلند شدمو نشستم
الکس : بهتری؟
سوبین : عارع بهترم
الکس : فداتبشم
سوبین : خودمو تو بغلش جا کردم خیلی آروم سرمو بوس کردو نوازشم کرد
سوبین : میشه هیچ وقت ولم نکنی
الکس : من همیشه اینجام
مادام : اهم من برم دکترو صدا کنم
سوبین : ماما...یعنی مادام شمام اینجایین
مادام : راحت باش ترجیح میدم مثل چند لحظه قبل مامان صدام کنی
سوبین : واقعا
مادام : اوهوم خب من برم دکترو صدا کنم
الکس : میخوای بگی چی شده؟؟
سوبین : من خیلی تنهام نه
الکس : نه اصلا تو منو داری مامانو داری تازه خوانوادتم داری
سوبین : خب با اونا دعوا شده
الکس : سر چی دعواتون شده
سوبین : خب (درحال تعریف
الکس : پشمام یعنی آجوماتون مامان لاراست
سوبین : هوم
الکس : تهیونگ خر
سوبین : اوهییییی آبجیش اینجاس
الکس : خیلی خنگه
سوبین : میدونم
نادام : خب کارای ترخیصتو انجام دادم و دکتر گفت یه معاینه کنه بعدش بریم
دکتر : سلام خب خانوم سوبین اجازه هست
سوبین : هوم
دکتر : حالتون خوبه فقط استراحت کنین کارای سنگین انجام ندین بدنتون ضعیفه باشه؟؟
الکس : نگران نباش
مادام : ما بریم ؟؟
دکتر : البته شب خوش
مادام : الکس برو بیرون عروسم لباساشو عوض کنه
الکس : باش
مادام : کمکت کنم
سوبین : نه خودم میتونم
مادام : نه بزار کمکت کنم
چند دقیقه بعد
الکس : تموم شد؟
مادام : عاره بیا
الکس : بریم دیگه
سوبین : اوهوم
الکس : وایسا
سوبین : چیه
الکس : سوبینو بغلم گرفتمو بلندش کردم
سوبین : بزارم پایینن الکس
الکس : جونم روحم نمیشه دکتر گفته استراحت کنی
سوبین : اوففف
مادام : بزار درو باز کنم
چند لحظه بعد
الکس : رسیدیم
مادام: بیایید داخل
- ۴.۶k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط