{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان را

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان را

آشفته ی خود ساز زمین را و زمان را

یک چند بیا با غــــزلــــــیات نـگــاهــــت

در کوچه ی ما باز به پا کن هیجان را

با این خط و خال مینیاتور شده ی خویش

یکبار برو سوژه بشو فرشچیان را

آهویی و از جذبه ی چشمان سیاهت

دیدم دو سه تا شیر و پلنگ نگران را !

تو پاک ترین علت این شعر عجیبی

نگذار کسی بو ببرد این جریان را

هرچند که در شان شما نیست غزل هام

مانند همیشه تو ببخش این هذیـــان را

حسین دهلوی
دیدگاه ها (۳)

افلاک که جز غم نفزایند دگرننهند به جا تا نربایند دگرنامدگان ...

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که بر...

مثل«داش آکل» که برق چشم یک دختر به بادش داده باشدمثل یک «فرم...

نيستــي کــه بــريــزمــت روي عميــق تــريــن زخمــم!نيستــي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط