{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونقده اومد ورفتم تو این روزای تکراری که چشم بسته گردونو

اونقده اومد ورفتم تو این روزای تکراری که چشم بسته گردونو دور میگردم باید برم سیرک شاید همه ببینن عاقبت زیاد زنده موندن اینه
دیدگاه ها (۱)

نگاه کن تو این برزخ زندگی چه حقی طلب کارم من از زندگی تو این...

از خودم دلگیرم تو که گناهی نداری برگرد که اینشبها تا این موق...

میگریزم سوی دنیای دگر تاکنم سیرو تماشای دگرمیروم ...

به آینه اولین خودمان بازگردیم شاید،فرصت دادی تابخشیده شوند،...

اهم

Crown~P39دیار:اوو اسمشو نشنیده بودمجونز:اره زیاد تو شهر پیدا...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

رمان « دختر کوچولوی من » پارت ۳

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

محو زیبایی او پارت ۱۴ویو رزا ته نیومد شاید رفته منطقه ممنوعه...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

پارت ۷۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط