سیرم از زندگیوازهمه کس دلگیرم...
سیرم از زندگیوازهمه کس دلگیرم...
آخرازاینهمه دلگیریوغم میمیرم...
پرم ازرنج وشکستن.دل خوش سیری چند؟...
دیگرازآمدورفت نفسم هم سیرم...
هرکه آمد.دل تنهای مرازخمی زد...
بی سبب نیس که روی ازهمه کس میگیرم...
تلخی زخم زبان وغم بی مهری خب...
این چنین کرده درآیینه ی هستی پیرم...
بس که تنهایم وبی همنفس وبی همراه...
روزگاریست که چون سایه بی تصویرم...
دلم آنقدرگرفتس خدامیداند...
دیگرازدست دلم هم بخدادلگیرم...
آخرازاینهمه دلگیریوغم میمیرم...
پرم ازرنج وشکستن.دل خوش سیری چند؟...
دیگرازآمدورفت نفسم هم سیرم...
هرکه آمد.دل تنهای مرازخمی زد...
بی سبب نیس که روی ازهمه کس میگیرم...
تلخی زخم زبان وغم بی مهری خب...
این چنین کرده درآیینه ی هستی پیرم...
بس که تنهایم وبی همنفس وبی همراه...
روزگاریست که چون سایه بی تصویرم...
دلم آنقدرگرفتس خدامیداند...
دیگرازدست دلم هم بخدادلگیرم...
- ۱.۱k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط