{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه هفته بعد

یه هفته بعد
.
.
اونروز به روز عادی بود حداقل فکر میکردن یه روز عادیه
.
.
سویون یه دوست داشت به اسم جیسان و یه دوست به اسم میونگ جیسان یه کوک علاقه داشت و وقتی فهمید سویون و کوک باهمن از سویون کینه به دل گرفته و امروز میخاست کاری کنه که کوک و سویون باهم قهر کنن و میونگ تو این مدت کاری کنه که کوک به سویون خیانت کنه(زهی خیال باطل)
.
.
میونگ به سویون زنگ میزنه
علامت میونگ"
" سلام سویون جونم
+سلام اونی
"امشب بریم بار
+باید از کوک اجازه بگیرم
" ولش بابا بیا بریم
+خب باشه
ذهن میونگ:دختره ی احمق😈 (عمته)
ویو کوک
امروز کمپانی تر زد به اعصابم گفت باید تا ساعت 1 بمونم تو کمپانی و سویون تنها باشه
.
.
فلش بک به ساعت 9
ویو سویون
قرار بود ساعت 10 بریم پس رفتم که آماده بشم یه دوش 5 مینی گرفتم و اومدم بیرون به لباس پوشیده پوشیدم و یه آرایش خیلی کم ساعت 10 شد باورم نمیشه میونگ زنگ زد و گفت بیام پایین منم رفتم رفتیم بار ولی من خیلی نمی خوردم
"بخور دیگه(تظاهر به مستی)
+نه دوست ندارم
" تو ذهنش:اه بخور دیگه دختره ی چندش
شب میشه سویون ساعتو نگا میکنه میبینه وای نه ساعت 3 صبحه سریع میره خونه و کوک رو میبینه که عصبی نشسته رو مبل
_کجا بودی تا الان(عربده ی خیلی بلند)
+..........
_جواب منو بده(کلا حرفاش با عربدست)
+ب.... ب..... بار(با لکنت و ترسچون کوک تاحالا سرش داد نزده بود)
_چییییییییییی
+ب..... ب.... ببخش.....
حرفش با سوزشی روی گونه ی چپش قطع میشه کوک که خیلی عصبی بود کل حرسشو سر سویون خالی میکنه و اینقدر میزنتش که کل بدنش خون میشه و کبود
کوک خوشحال از کارش سویونو از خونه پرت میکنه بیرون همین موقع بود که با یه عکس خشم کوک بی نهایت دت گرفت ا... ا.... اون سویونه که داره یه پسرو بغل میکنه کمک عصبی میشینه و گریه میکنه که یه صدا میاد
دلینگ(پیام گوشی)
سویون گوشیشو جا گذاشته کوک وقتی پیامو میبینه به خودش شروع میکنه فوش دادن
متن پیام :سلام هر&#&زه کجایی نیاز نیست بگی حتمی تو خیابونا ولی و داری یخ میزنی میخای کوک رو از من نگیری تا این بلا سرت نیاد از قصد گفتم بیای بار تا کوک بزنتت الانم قراره بهت خیانت کنه خانوم خانوما از طرف دوست تو ولی تو دشمن من میونگ
کوک داشت گریه میکرد که زنگ در خورد بله اون میونگ بود
کوکی گفت تظاهر کنه هیچی نفهمیده تا قصد میونگ رو بفهمه
"سلام کوکی یا بهتره بگم ددی(با عشوه)
_من فقط ددی سویون خانم پارک(سرد)
" همون جن&#&ده ای که بهت خیانت کرد (با پوزخند)
_جنده تویی که عکس فتوشاپ واسم میفرستی و منو و اونو از هم جدا میکنی اسم خودتو رو اون نزار حالا هم گمشو بیرون
میونگ میره از اونجا و میره به یه کشور دیگه
.
.
.
.
خمارییییییی
دیدگاه ها (۱)

ویو سویونرفتم پیش اعضانامجون تا منو دید شروع کرد به سوال پیچ...

من روبه اون یه نفر😂

P7....کوک سویون رو میبره سمت اتاق (از اینجا به بعد اسماته جن...

یه آدم فشاری عکس لباس رو گزارش کرده به نظرتون بهش چی بگیم؟تو...

P6..چند دیقه بعد..ویو سویونهنوز جای سیلیه اون کصکش درد میکنه...

فیک کوک عشق عجیب p3 _الان تو دوس دخترمیییییییییی+الان تو دوس...

ویو سویون...نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم که یهو سان اومد(دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط