P
P7
.
.
.
.
کوک سویون رو میبره سمت اتاق
(از اینجا به بعد اسماته جنبه ندارید نخونید لطفا)
سویونو پرت میکنه رو تخت روش خیمه میزنه و اونو وحشیانه میبوسه (جونننننن)
و تو همون حالت شروع به در آوردن لباسای سویون رو درمیاره بعد از این که سویون کاملا ل...... خ....... ت شد کوک از رو سویون بلند میشه و لباسای خودشو در میاره کوک شروع میکنه گذاشتن کیس مارک های دردناک گذاشتن
_اومممم بیبی من چه خوسمزست(من دارم به جای اینا خجالت میکشم به خدا)
+هوممم ددی من چه جذابه😈
_الان گفتی چی؟ ددی؟
+اوهوم😈
_جونننن چون اینو گفتی بهت آسون میگیرم
+ذهن سویون:هوفففف شوگا راست میگفت)
کوک آروم آروم د..... ی..... ک.... ش.... و وارد سویون میکنه( تسبیح من کووووووو🗿)
+اییی.. ایییییی. هوفففففف
_اوممممممممم(مرض😂)
کوک شروع میکنه تلمبه زدن همزمان با یکی از س.... ی...... ن..... ه های سویون بازی بازی میکنه
+هوفففففف ددی تند تر(درد کوفت زهر مار)
_چشم بیبی گرل من😈
.
.
.
بمونید تو خماری
.
.
.
.
کوک سویون رو میبره سمت اتاق
(از اینجا به بعد اسماته جنبه ندارید نخونید لطفا)
سویونو پرت میکنه رو تخت روش خیمه میزنه و اونو وحشیانه میبوسه (جونننننن)
و تو همون حالت شروع به در آوردن لباسای سویون رو درمیاره بعد از این که سویون کاملا ل...... خ....... ت شد کوک از رو سویون بلند میشه و لباسای خودشو در میاره کوک شروع میکنه گذاشتن کیس مارک های دردناک گذاشتن
_اومممم بیبی من چه خوسمزست(من دارم به جای اینا خجالت میکشم به خدا)
+هوممم ددی من چه جذابه😈
_الان گفتی چی؟ ددی؟
+اوهوم😈
_جونننن چون اینو گفتی بهت آسون میگیرم
+ذهن سویون:هوفففف شوگا راست میگفت)
کوک آروم آروم د..... ی..... ک.... ش.... و وارد سویون میکنه( تسبیح من کووووووو🗿)
+اییی.. ایییییی. هوفففففف
_اوممممممممم(مرض😂)
کوک شروع میکنه تلمبه زدن همزمان با یکی از س.... ی...... ن..... ه های سویون بازی بازی میکنه
+هوفففففف ددی تند تر(درد کوفت زهر مار)
_چشم بیبی گرل من😈
.
.
.
بمونید تو خماری
- ۸۹۶
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط