{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:57
~صبر کن
مین برگشت و به آنا نگاه پرسشی کرد
~من.. من خودم میرم پیش دکتر.. میشه منتظرم بمونی؟ لطفا
یونگ رو به او کرد و ابرویی بالا داد.
•میتونی راه بری؟ همین الان سر گیجه داشتی
آنا لبخندی زد و سر تکان داد.
~گفتم که.. بخاطر حاملگیم گاهی پیش میاد، تو نگران این چیز ها نباش، خودم میرن پیش دکتر
مرد تردید کرد.. چون حتی تهیونگ هم گفته بود این دختر قابل اعتماد نیست.
•مطمئنی؟ چون تو رو به من سپردن
آنا از روی صندلی فلزی بلند شد.
~فرار که نمیکنم.. زودی میام
یونگی سر تکان داد و رفتن آنا را تماشا کرد.
گوشی اش را برداشت و شماره کیم را گرفت.
تماس بعد سه بوق برقرار شد
+بگو
•دختره گفت خودم تنها میرم پیش دکتر و منتظرش بمونم، بگو چیکار کنم
کیم آهی کشید.
+احمق، دنبالش برو.. بهت گفتم حواست به اون لعنتی باشه
•فهمیدم..
و تماس قطع شد.
یونگی بلند شد و سمت راهی که آنا رفت حرکت کرد.
راهرو کمی شلوغ بود ولی وقتی مرد جلو تر رفت، از دور دختر را دید که وارد اتاق دکتر شد.
سمت اتاق رفت، ولی کمی آرام حرکت کرد.
وقتی به در اتاق رسید به حرف های داخل گوش میداد.
~دکتر کارن، دارم بهتون میگم وضعیتم اضطراریه..
÷دارم جدی میگم بهتون.. امکان انجام این کار نیست
دختر از کیف کوچک روی شانه اش دسته سبز رنگی از دلار بیرون آورد و روی میز گذاشت.
~دو برابر اینو هم بخوای بهت میدم.. فقط اون آزمایش فاکینگ رو عوض کن
یونگی با شنیدن این حرف پوزخندی زد.
•دروغگوی بچ...
دکتر به دسته پول نگاه کرد.
÷چقدره؟
~فعلا 20 هزار دلار.. ولی نگران نباش.. بعد انجام کارت دو دسته دیگه هم بهت میدم، دکتر کارن
دکتر اول به دسته پول و بعد به آنا نگاه کرد..
÷اگر کسی بفهمه شغلمو از دست میدم..
آنا سرش را منفی تکان داد.
~نگران نباش.. هیچکس متوجه نمیشه.. تو فقط جواب اون آزمایش رو عوض کن.. بقیش با من
دکتر کارن با کلی تردید.. دسته اکناس را برداشت.
÷قبول... اوکی..
آنا آرام خندید.
~ممنونم دکتر..
و برگشت برای خروج از اتاق.
دستش را روی در گذاشت و در را باز کرد.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:56اول جیمین و بعد یونگی نزدیک شدندپارک به جونگکو...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:55با رفتن آنها جونگکوک با جیمین تماس گرفت.بعد خو...

Rz prpr ³³سمت جیمین رفتم و روبه روش وایسادم با چشمای متعجب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط