{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه که دلم میگیرد

گاه که دلم میگیرد


به غروب پنجره اتاق خاطراتم خیره می‌شوم


گاه که دل تنگ می‌شوم


به نظاره عمق خود می‌روم


آنگاه که تنهایی مرا فتح می‌کند


تنها، به خودم سفر می‌کنم


کاش می‌دانستم دلیل این همه دلتنگی و بی‌قراری چیست


شاید تو بدانی


فقط شاید !
دیدگاه ها (۱)

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط