{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگت که میشوم نفسم میگیرد چرا نمیدانم به خدا نمی

دل‌تنگت که می‌شوم نفسم می‌گیرد. چرا؟ نمی‌دانم. به خدا نمی‌دانم. انگار یک چیز سنگینی گذاشته‌اند روی سینه‌ام. چه چیز در این دنیا غمگین‌تر از نبودن تو است؟ چه چیز؟

دل‌تنگت که می‌شوم بی‌خوابی می‌گیرم. از این پهلو به آن پهلو. آب می‌خورم. موبایلم را چک می‌کنم. خبر می‌خوانم. کتاب می‌خوانم. تلویزیون می‌بینم..
من با دلم چ کنم...

چگونه دختر موفرفریِ درونم آرام کنم
که با هیچ لالایی ای به خواب نمیرود دائم بهانه میگیرد...میترسد از روزهای این زمستان
از زو زوی باد پشت شیشه
دستان من کِ مثل دستان تو قوی و مردانه نیست
دستان من تنها میتواند محبت کند...میتواند کارهای کوچک را سامان بدهد
دستان من نمیتواند در شیشه ی نوشابه را با قاشق باز کند...

چگونه ب مادرم بگویم هنوزم حالم خوب است
مادر خوب میفهمد کِی دروغ میگویم!
زنِ پیر و خسته و رنجور درونم را چ کنم
هر چقدر عصا برایش میخرم کناری می اندازد تکیه گاهش را میخواهد

هر روز صبح در آینه دختر بیست و چند ساله ای را میبینم کِ روی صورتش طرح لبخند میکشد اما نمیداند لب ندارد...لب های او در مهر ماه پشت چراغ قرمز چهار راهی ب یغما رفته است


پ.ن:من با این همه زنِ تنهای درونم چ کنم؟
لعنت به آدمیزاد که نمی تواند برای دل تنگش کاری بکند ..

#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۴۴)

همه به داشتن یکی شبیه تو ، محتاج اند .یکی که وقتی مثل خنگ ها...

هر روز صبح که با صدای آلارم گوشی بلند می‌شوی و همین‌طور که چ...

در یک صفحه ای خواندم: تصویر زنی که به یک مرد می‌گوید دوستت د...

باید چه کرد؟ شب، وقتی است که آدمی به خودش می رسد و خب، آدمی ...

رمان غریبه کوچولو

رمان غریبه کوچولو

neme:راز پشت دیوارp:۷........ویوا.ت..چشماش اون... اون کایلاع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط