{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خدا پرسيدم تو كه ميدانستي يك روز خواهد رفت

از خدا پرسيدم تو كه ميدانستي يك روز خواهد رفت




چرا گذاشتي پاش به زندگيم باز بشه






من كه بنده ي خوب تو بودم پاداش همه كار هايم اين بود




در جواب شدنيدم






جوري كه اون ابراز علاقه ميكرد منم باورم شد
دیدگاه ها (۱)

جز تو تمام شهر می دونن حالمو

یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم به هر حال ممنون از مش...

سهم من كجاست .. ؟ كجا بايد قدم بگذارم كه كسي را له نكنم ؟ ...

دوره ی ارزانی چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ دوره ارزانی...

خوب جوابم من شال میزارم و تیشرت درواقع بیرون اینطوری ام و تو...

رومان عشق بی نھایت پارت 21از زبان ملیسا من گفتم با کمال میل ...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

رومان عشق بی نھایت پارت 21 آخراز زبان ملیسا من گفتم با کمال ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 13+اون دختره که اسمش کلارا ب...

p4ویو تهیونگ:به رفتنش داشتم نگاه میکردم نه داشتم به رفتن زند...

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

رومان عشق بی نھایت پارت 17از زبان ملیسا رفتم بہ خونش واقعا ج...

رومان عشق بی نھایت پارت 17از زبان ملیسا رفتم بہ خونش واقعا ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط