بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
فطریات را هرکسی در وجود خودش می یابد، لذا نیازی به اثبات ندارند.
فطرت از ریشه ف ط ر، به معنای گشودن، باز کردن، یا همان ایجاد اولیه وبه وجود آوردن بدون واسطه میباشد و به چگونگی خلقت گفته میشود.
1- آدمی دو دسته معلومات دارد؛ برخی اکتسابی میباشند، یعنی آنها را از بیرون، به واسطه تعلیم کسب کرده است؛ مانند زبانهای گوناگون، ادبیات،ریاضیات، تاریخ یا هر علم دیگری؛ اما برخی از علوم و گرایشات همزمان با خلقت، در وجود آدمی نهادینه شده است، مانند: اصل دوست داشتن و بد آمدن حبّ و بُغض - اصل علّیت - اصل ایمان و کفر.
به این دسته از معلومات و گرایشاتی که در وجود آدمی نهادینه شده، فطریات میگویند که برخی فطریات عقلی و برخی دیگر فطریات قلبی میباشند. به عنوان مثال: این که آدمی اگر چه کاملاً بیسواد باشد و حتی تنها در یک جنگل زندگی نموده باشد، میداند هر چیزی علّتی دارد و هیچ چیزی خود به خود پدید نمیآید، یا هر حرکتی، محرکی دارد؛ از فطریات عقلی میباشد؛ و این که آدمی با حقیقت محبّت آشنا میباشد، فطریات قلبی میباشد؛ یعنی کسی اصل دوست داشتن و بد آمدن را به آدمی تعلیم نداده است.
2- معلومات اکتسابی به تناسب شرایط و نیز همّت برای کسب آنها، متفاوتند و سطح معلومات در افراد نیز یکسان نمیباشد؛ یکی از پدر، مادر، محیط و مدرسه، زبان فارسی، خواندن و نوشتن را فرا میگیرد و دیگری زبان دیگری را میآموزد - یکی در همین حدّ میماند ودیگری دانشمند ادبیات ادیب میشود.
اما فطریات، از آن جهت که چگونگی و نوع خلقت میباشند، اولاً در همگان وجود دارند و ثانیاً در همگان مشابه و در یک سطح میباشند؛ چنان که مفهوم و درک حقیقت دوست داشتن، یا ایمان و کفر، نزد همگان یکسان است.
خداپرستی فطری : پرستش یعنی وابستگی محض به یک کسی یا چیزی؛ و این وابستگی، سبب بندگی میشود، یا بهتر است بگوییم: همان بندگی میباشد.
آدمی، با عقل فطری، میداند که خودش و تمام عالَم هستی، خالقی علیم و حکیم و قادر دارد ، لذا تمام وجودش وابستۀ به اوست؛ و با همین عقل فطری، میداند که او از سنخ مخلوقات نیست. با قلب فطری نیز عشق و ایمان به او را درک می کند؛ چنان که همگان عاشق کمال می باشند و هر چه میکنند، برای رفع نقص و رسیدن به کمال میباشد و چون کمال،حدی ندارد، همگان عاشق کمال محض او می باشند.
بدلسازی : ریشۀ تمامی انحرافات و پیدایش تفاوت دیدگاهها، گرایشات و اختلافات، بدلسازی و جایگزینی این به جای آن میباشد؛یعنی تفاوت در مصداق ها میباشد،(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
فطریات را هرکسی در وجود خودش می یابد، لذا نیازی به اثبات ندارند.
فطرت از ریشه ف ط ر، به معنای گشودن، باز کردن، یا همان ایجاد اولیه وبه وجود آوردن بدون واسطه میباشد و به چگونگی خلقت گفته میشود.
1- آدمی دو دسته معلومات دارد؛ برخی اکتسابی میباشند، یعنی آنها را از بیرون، به واسطه تعلیم کسب کرده است؛ مانند زبانهای گوناگون، ادبیات،ریاضیات، تاریخ یا هر علم دیگری؛ اما برخی از علوم و گرایشات همزمان با خلقت، در وجود آدمی نهادینه شده است، مانند: اصل دوست داشتن و بد آمدن حبّ و بُغض - اصل علّیت - اصل ایمان و کفر.
به این دسته از معلومات و گرایشاتی که در وجود آدمی نهادینه شده، فطریات میگویند که برخی فطریات عقلی و برخی دیگر فطریات قلبی میباشند. به عنوان مثال: این که آدمی اگر چه کاملاً بیسواد باشد و حتی تنها در یک جنگل زندگی نموده باشد، میداند هر چیزی علّتی دارد و هیچ چیزی خود به خود پدید نمیآید، یا هر حرکتی، محرکی دارد؛ از فطریات عقلی میباشد؛ و این که آدمی با حقیقت محبّت آشنا میباشد، فطریات قلبی میباشد؛ یعنی کسی اصل دوست داشتن و بد آمدن را به آدمی تعلیم نداده است.
2- معلومات اکتسابی به تناسب شرایط و نیز همّت برای کسب آنها، متفاوتند و سطح معلومات در افراد نیز یکسان نمیباشد؛ یکی از پدر، مادر، محیط و مدرسه، زبان فارسی، خواندن و نوشتن را فرا میگیرد و دیگری زبان دیگری را میآموزد - یکی در همین حدّ میماند ودیگری دانشمند ادبیات ادیب میشود.
اما فطریات، از آن جهت که چگونگی و نوع خلقت میباشند، اولاً در همگان وجود دارند و ثانیاً در همگان مشابه و در یک سطح میباشند؛ چنان که مفهوم و درک حقیقت دوست داشتن، یا ایمان و کفر، نزد همگان یکسان است.
خداپرستی فطری : پرستش یعنی وابستگی محض به یک کسی یا چیزی؛ و این وابستگی، سبب بندگی میشود، یا بهتر است بگوییم: همان بندگی میباشد.
آدمی، با عقل فطری، میداند که خودش و تمام عالَم هستی، خالقی علیم و حکیم و قادر دارد ، لذا تمام وجودش وابستۀ به اوست؛ و با همین عقل فطری، میداند که او از سنخ مخلوقات نیست. با قلب فطری نیز عشق و ایمان به او را درک می کند؛ چنان که همگان عاشق کمال می باشند و هر چه میکنند، برای رفع نقص و رسیدن به کمال میباشد و چون کمال،حدی ندارد، همگان عاشق کمال محض او می باشند.
بدلسازی : ریشۀ تمامی انحرافات و پیدایش تفاوت دیدگاهها، گرایشات و اختلافات، بدلسازی و جایگزینی این به جای آن میباشد؛یعنی تفاوت در مصداق ها میباشد،(ادامه دارد...)
- ۳۵۹
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط