وقتی به پسرتون حسودی میکنه
وقتی به پسرتون حسودی میکنه...
نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدیم
که یهو کانی دستش رو روی کمرم حلقه کرد
فلیکس:اهم کانی میدونی که داری کاره بدی میکنی؟(حرصی)
کانی:ها؟چه کاره بدی؟
فلیکس:دستت رو از روی کمر مامانت بردار(یکم عصبی)
کانی:چرا؟اچن که فقط مامانمه
فلیکس:مث اینکه یادت رفته نباید به اموال من دست بزنی؟؟(حرصی)
ات:وااا فلیکس چی میگی؟؟پسرمونه ها
فلیکس مگه دروغ میگم؟
ات:فلیکس...
فلیکس:عشقم میدونی که دوست ندارم کسی به جز من لمست کنه؟؟
ات:خب بله ولی کانی هم پسرمونه هاااا
فلیکس:اوکی(عصبی)
یهو کانی گونه ات رو بوسید...
و فلیکس هم از سره حرصش ات رو بیشتر
به خودش چسبوند ولی ات سرش رو گذاشته بود
روی شونه های کانی....
فلیکس که خیلی حرصی و عصبی شده بود رفت
اتاق مشترکشون...و با خودش حرف میزد...
فلیکس:حالا جوری شده که اونو بیشتر از من دوست داره؟(حرصی)
دوست داره به غیر از من هم کسی لمسش کنه؟
هِ فلیکس معلومه که اونو بیشتر دوست داره
ات:وای اینجوری نیس عشقم
فلیکس:چی میخوای؟(سرد)
ات:هیچی اومدم به عشقم سر بزنم مشکلیه؟
فلیکس:عشقت که اینجا نیس حالا برو(سرد)
ات:وااااا فلیکس حالت خوبه؟
فلیکس:دیدی که عشقت اینجا نیس حالا برو
ات:ولی عشقم روبرومه
فلیکس:نخیرم عشقت پایین داره فیلم میبینه
ات:وای فلیکس حسودیت شد؟
فلیکس:نه
ات:وای حسودیت شد هاااااااا
فلیکس:آره...آره حسودیم شد...حسودیم شد که داشت لمست میکرد...حسودیم شد که بوسید حسودیم شد که سرتو گذاشتی روی شونش
حسودیم شد...چون من یه آدم حسودم که دوست نداره کسی به اموالش و عشقش دست بزنه چه برسه ببوسش...ات من خیلی روی تو حسودم خیلی پس کاری نکن که خودمو بکشم (غلط میکنی)
ات: فلیکس...پس من با یه شازده ی حسود ازدواج کردم؟؟
فلیکس:آره(حرصی)
ات نزدیک فلیکس شد و گردنه فلیکس رو گرفت و از لباش رو نزدیک لبای فلیکس کرد و گفت
ات:میدونی که من دوست ندارم
فلیکس:چی؟
ات:من دوست ندارم ولی دیونتم(خمار)
و ات اون رو بوسید...فلیکس هم از کمره ات گرفت و همراهی کرد
بعد از چند دقیقه از هم جدا شدن
فلیکس:دیگه از این کارا نکن پرنسسم
ات:چشم ددی
و دوباره همو بوسیدن...
این عشقی بود میان حسودی...
فقط با حسودی کردن یه فرد میتونستن عشقشون رو پایدار کنن...
ات و فلیکس هم این عشقشون رو پایدار کردن..اونم با حسودی کردن فلیکس....
عشق یعنی این...عشق با حسودی کردن هم زیباست...زیباست چو مثل گل های نیلوفر(:
و این گونه پایان راه قبلی عشق است...و آغاز راه عشقی میان حسودیس... .
خواندن فیک بدون لایک و کامنت حرام است
کلا از اول تا آخرش رو ریدم
مخصوصا این تیکه آخر🗿
آخه این چیه من مینویسممممممممممممم
کلا ریدم ولی شما ها به بزرگی خودتون ببخشید😭
نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدیم
که یهو کانی دستش رو روی کمرم حلقه کرد
فلیکس:اهم کانی میدونی که داری کاره بدی میکنی؟(حرصی)
کانی:ها؟چه کاره بدی؟
فلیکس:دستت رو از روی کمر مامانت بردار(یکم عصبی)
کانی:چرا؟اچن که فقط مامانمه
فلیکس:مث اینکه یادت رفته نباید به اموال من دست بزنی؟؟(حرصی)
ات:وااا فلیکس چی میگی؟؟پسرمونه ها
فلیکس مگه دروغ میگم؟
ات:فلیکس...
فلیکس:عشقم میدونی که دوست ندارم کسی به جز من لمست کنه؟؟
ات:خب بله ولی کانی هم پسرمونه هاااا
فلیکس:اوکی(عصبی)
یهو کانی گونه ات رو بوسید...
و فلیکس هم از سره حرصش ات رو بیشتر
به خودش چسبوند ولی ات سرش رو گذاشته بود
روی شونه های کانی....
فلیکس که خیلی حرصی و عصبی شده بود رفت
اتاق مشترکشون...و با خودش حرف میزد...
فلیکس:حالا جوری شده که اونو بیشتر از من دوست داره؟(حرصی)
دوست داره به غیر از من هم کسی لمسش کنه؟
هِ فلیکس معلومه که اونو بیشتر دوست داره
ات:وای اینجوری نیس عشقم
فلیکس:چی میخوای؟(سرد)
ات:هیچی اومدم به عشقم سر بزنم مشکلیه؟
فلیکس:عشقت که اینجا نیس حالا برو(سرد)
ات:وااااا فلیکس حالت خوبه؟
فلیکس:دیدی که عشقت اینجا نیس حالا برو
ات:ولی عشقم روبرومه
فلیکس:نخیرم عشقت پایین داره فیلم میبینه
ات:وای فلیکس حسودیت شد؟
فلیکس:نه
ات:وای حسودیت شد هاااااااا
فلیکس:آره...آره حسودیم شد...حسودیم شد که داشت لمست میکرد...حسودیم شد که بوسید حسودیم شد که سرتو گذاشتی روی شونش
حسودیم شد...چون من یه آدم حسودم که دوست نداره کسی به اموالش و عشقش دست بزنه چه برسه ببوسش...ات من خیلی روی تو حسودم خیلی پس کاری نکن که خودمو بکشم (غلط میکنی)
ات: فلیکس...پس من با یه شازده ی حسود ازدواج کردم؟؟
فلیکس:آره(حرصی)
ات نزدیک فلیکس شد و گردنه فلیکس رو گرفت و از لباش رو نزدیک لبای فلیکس کرد و گفت
ات:میدونی که من دوست ندارم
فلیکس:چی؟
ات:من دوست ندارم ولی دیونتم(خمار)
و ات اون رو بوسید...فلیکس هم از کمره ات گرفت و همراهی کرد
بعد از چند دقیقه از هم جدا شدن
فلیکس:دیگه از این کارا نکن پرنسسم
ات:چشم ددی
و دوباره همو بوسیدن...
این عشقی بود میان حسودی...
فقط با حسودی کردن یه فرد میتونستن عشقشون رو پایدار کنن...
ات و فلیکس هم این عشقشون رو پایدار کردن..اونم با حسودی کردن فلیکس....
عشق یعنی این...عشق با حسودی کردن هم زیباست...زیباست چو مثل گل های نیلوفر(:
و این گونه پایان راه قبلی عشق است...و آغاز راه عشقی میان حسودیس... .
خواندن فیک بدون لایک و کامنت حرام است
کلا از اول تا آخرش رو ریدم
مخصوصا این تیکه آخر🗿
آخه این چیه من مینویسممممممممممممم
کلا ریدم ولی شما ها به بزرگی خودتون ببخشید😭
- ۷.۷k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط