آشپز من
آشپز من!!
پارت4
(نکته:دوستان پنج شنبه داخله کره روز تعطیلی نیست ولی در رستوران آرا تعطیله چون هردو هفته یک بار روز های پنج شنبه در رستوران آرا تعطیله)
روز پنج شنبه ساعت ۹ صبح:
(از زبون تهیونگ)
ساعته ۹ بیدار شدم....وایییییی
امروز روزیه که قراره به آرا اعتراف کنم
عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
واییی خیلی ذوق دارمممممممم
خب بهتره برم حموم و آماده بشم
واستا کجا بهش اعتراف کنم؟
عااا فهمیدم...حیحیحی جای خوبیه
رفتم حموم...
(از زبون آرا)
صبح از خواب بیدار شدم ساعت ۱۰:۱۰بود
چه تایم باحالیییییی
اوف هنوز این تخم صلواتی خوابه که (اسمه دوستش رو یادم نمیاد جنا بود؟ما فرض میکنیم جنا هس🗿😌)
از رختخواب بیرون اومدم و یک راست رفتم حموم
بعد ۲۰ مین اومدم بیرون...
روتین پوستی بی صاحابم رو انجام دادم (بی صاحاب یه تیکه کلامه شهره ما هس حیحیحی)
و موهامو خشک کردم و لباس راحتی پوشیدم...
که جنا هم پاشد
(علامت: آرا+ جنا×)
+چه عجب خرس قطبی بیدار شد
×(خمیازه)عا تخم بنفشی مگه ساعت چنده؟
+درد ساعت ۱۲ هس
×هه دیدی ساعت ۹ (غرور)
+آره گلم ساعت ۹ اصلا ساعت ۱۲ نیس
×عاااا
+هعییی ساعت ۱۲ ظهره عقله مند
×چیییییبییی ۱۲ ظهر
+نه بابا ساعت ۹ (پوکر)
×د آخه
+خداشفات بدهههه
(همچنان از زبون آرا)
جنا رفت دستشویی و کارهای لازم رو انجام داد
منم پشبندش رفتم آشپز خونه که....
(از زبون تهیونگ)
لباس پوشیدم و رفتم آشپزخونه تا یه چی درست کنم...
ولی متأسفانه هیچی بلد نبودم که یهو...
+عااا سلام صبح بخیر
-سلام صبحه توهم بخیر...
+داری چیکار میکنی؟
-ها..آها هیچی دارم صبحونه درست میکنم
+عوم اوکیه
-امممم چیزه...
+جونم؟
(از زبون تهیونگ)
عرررررررررررر اون بهم گفت جونم
واییییی خدایااااااا دارم از ذوق میمیرممممم
عرررررررررررررررررررررر
+هوم؟؟
-چیزه...اممم چیز(ذوق)
+بگو
-خب...راستش...میشه صبحونه رو تو درست کنی؟
+عا اوکی
-مرسییی
+قربونت
(از زبون ولتانیا)
تهیونگ که از ذوق زیاد نمیدونست چیکار کنه
رفت اتاقش و.... بله دیگه داشت از ذوق زیاد حال میکرد
آرا هم داشت صبحونه رو درست میکرد و جنا هم
اومد کمکش(: و دوتایی باهم صبحونه رو چیدن رو میز
تهیونگ اومد پایین و همه باهم شروع به خوردن کردن
که تموم شد و تهیونگ رفت بیرون و آرا و جنا هم
رفتن تا فیلم ببینن
ادامه دارد...
درود چطورین بعد یکی دو هفته من اومدم حیحیحی
اممممم این پارت رو که کلا ریدم ولی خب چه کنیم...
قرار بود این پارت تهیونگ به آرا اعتراف کنه که نشد ولی پارت بعدی حتما اعتراف میکنه/:
پارت4
(نکته:دوستان پنج شنبه داخله کره روز تعطیلی نیست ولی در رستوران آرا تعطیله چون هردو هفته یک بار روز های پنج شنبه در رستوران آرا تعطیله)
روز پنج شنبه ساعت ۹ صبح:
(از زبون تهیونگ)
ساعته ۹ بیدار شدم....وایییییی
امروز روزیه که قراره به آرا اعتراف کنم
عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
واییی خیلی ذوق دارمممممممم
خب بهتره برم حموم و آماده بشم
واستا کجا بهش اعتراف کنم؟
عااا فهمیدم...حیحیحی جای خوبیه
رفتم حموم...
(از زبون آرا)
صبح از خواب بیدار شدم ساعت ۱۰:۱۰بود
چه تایم باحالیییییی
اوف هنوز این تخم صلواتی خوابه که (اسمه دوستش رو یادم نمیاد جنا بود؟ما فرض میکنیم جنا هس🗿😌)
از رختخواب بیرون اومدم و یک راست رفتم حموم
بعد ۲۰ مین اومدم بیرون...
روتین پوستی بی صاحابم رو انجام دادم (بی صاحاب یه تیکه کلامه شهره ما هس حیحیحی)
و موهامو خشک کردم و لباس راحتی پوشیدم...
که جنا هم پاشد
(علامت: آرا+ جنا×)
+چه عجب خرس قطبی بیدار شد
×(خمیازه)عا تخم بنفشی مگه ساعت چنده؟
+درد ساعت ۱۲ هس
×هه دیدی ساعت ۹ (غرور)
+آره گلم ساعت ۹ اصلا ساعت ۱۲ نیس
×عاااا
+هعییی ساعت ۱۲ ظهره عقله مند
×چیییییبییی ۱۲ ظهر
+نه بابا ساعت ۹ (پوکر)
×د آخه
+خداشفات بدهههه
(همچنان از زبون آرا)
جنا رفت دستشویی و کارهای لازم رو انجام داد
منم پشبندش رفتم آشپز خونه که....
(از زبون تهیونگ)
لباس پوشیدم و رفتم آشپزخونه تا یه چی درست کنم...
ولی متأسفانه هیچی بلد نبودم که یهو...
+عااا سلام صبح بخیر
-سلام صبحه توهم بخیر...
+داری چیکار میکنی؟
-ها..آها هیچی دارم صبحونه درست میکنم
+عوم اوکیه
-امممم چیزه...
+جونم؟
(از زبون تهیونگ)
عرررررررررررر اون بهم گفت جونم
واییییی خدایااااااا دارم از ذوق میمیرممممم
عرررررررررررررررررررررر
+هوم؟؟
-چیزه...اممم چیز(ذوق)
+بگو
-خب...راستش...میشه صبحونه رو تو درست کنی؟
+عا اوکی
-مرسییی
+قربونت
(از زبون ولتانیا)
تهیونگ که از ذوق زیاد نمیدونست چیکار کنه
رفت اتاقش و.... بله دیگه داشت از ذوق زیاد حال میکرد
آرا هم داشت صبحونه رو درست میکرد و جنا هم
اومد کمکش(: و دوتایی باهم صبحونه رو چیدن رو میز
تهیونگ اومد پایین و همه باهم شروع به خوردن کردن
که تموم شد و تهیونگ رفت بیرون و آرا و جنا هم
رفتن تا فیلم ببینن
ادامه دارد...
درود چطورین بعد یکی دو هفته من اومدم حیحیحی
اممممم این پارت رو که کلا ریدم ولی خب چه کنیم...
قرار بود این پارت تهیونگ به آرا اعتراف کنه که نشد ولی پارت بعدی حتما اعتراف میکنه/:
- ۸.۹k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط