{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به امید دیدنت خدا خداخواهم کرد

به امید دیدنت خدا خداخواهم کرد
خواب و بیدار تو را بازصدا خواهم کرد

پای عشق تو بیفتد مثل فرهاد شبی
بیستون جای دماوند بنا خواهم کرد

بوسه ای از لب تو قرض گرفتم حتما
قرض لب های تو را زود ادا خواهم کرد

قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا
رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد

ارزشت بس که زیاد است از این لحظه به بعد
"تو"ی مفرد شده را باز شما خواهم کرد

حرف یک مرد همان است که اول گفته
هر چه دارم سر این عشق فدا خواهم کرد...
دیدگاه ها (۲)

میشود در غزلم باز مخاطب باشی؟همچو مهتاب در این برکه مرتب باش...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

میبوسمت وقتی که دستت سهم من باشدوقتی که عطرت روی نبض شعر کم ...

لمس آغوش تو رویایی ترین رویای منوای بر من گر نباشی همدم فردا...

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن ..( the last part )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط