{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میشود در غزلم باز مخاطب باشی؟

میشود در غزلم باز مخاطب باشی؟
همچو مهتاب در این برکه مرتب باشی؟

من الفبای غزل ، پیش تو آموخته ام
حاضری باز در استادی مکتب باشی؟

می شود در وسط قاب خیال ذهنم
دایمأ با گل لبخند تو بر لب باشی

می شود تا ابد ای دوست بمانی پیشم
شام تا شام تو از عشق لبا لب باشی

گفتمش عمر به پاییز و کمین باد اجل
تا کی آخر تو پر از باد به غبغب باشی؟

گفت لبخند زنان ، فرصت دیگر شاید
بدهم کام تو را ، گر که مؤدب باشی
دیدگاه ها (۱)

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

لبخند تو در چشم من انگار شراب است..... این شاعر عاشق...به هم...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

میبوسمت وقتی که دستت سهم من باشدوقتی که عطرت روی نبض شعر کم ...

really love part²⁹و همچنین مکان برگزاری عروسی..یه تالار با و...

پارت ⁶همون شب، بعد از اون حرف، یونگی نتونست بخوابه. تا صبح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط