قسمت37
قسمت37
By your side
شقایق رفت که چندتا فیلم بخره اما دیر شد و هنوز بر نگشته بود،بهش زنگ زدم و یه مرد گوشیو جواب داد
الو
الو شما؟
شما دوست شقایق هستید؟
بله شما؟
شقایق پیش ماست اگه میخواید زنده بمونه کاریو که میگیم انجام بدید
چ..چی؟چه کاری؟
گوشیو داد دست شقایق
خوبی؟چی شده؟
اینا منو گرفتن و گفتن یا باید بکهیون از مسابقه کناره گیری کنه یا رازمونو پخش میکنن و منو....
گوشیو از دست شقایق برداشت و گفت:
به بکهیون بگین که از مسابقه کناره گیری کنه یا همینطور که شقایق گفت رازتونو پخش میکنیم
لطفا خواهش میکنم نزنیدش
گوشیو روم قطع کرد و من هرچی سریعتر به بکی زنگ زدم
سلام بکی کجایی؟
چیزی شده؟چرا صدات میلرزه؟
میشه لطفا هرچی سریعتر با چانی بیاین خونه ما؟
باشه...
منتظر بکی و چانی بودم،اونا از موبایل شقایق یه عکس از شقایق برام فرستادن که بیهوش بود و بسته بودنش به صندلی
خیلی سریعتر از چیزی که فکرشو میکردم چانی و بکی رسیدن
رز چی شده؟
خیلی اشفته و نگران شده بودم و من نمیتونستم حرف بزنم چانی گفت:
رز حرف بزن ببینم چی شده
شقایق...شقای...
شقایق چی؟
شقایق رفت فیلم بگیره ولی دیر کرد و من بهش زنگ زدم و یه مرد برداشت و گفت شقایق پیش ماست و.....اون..اون گفت بکی باید از مسابقه کناره گیری کنه تا شقایق و ازاد کنن وگرنه رازمونو فاش میکنن....حا..حالا باید چیکار کنیم؟
چییی؟کیا بودن؟
نمیدونم
همینطور که حرف میزدم همش میلرزیدم
اروم باش همه چی درست میشه
چانیول به بکی نگاه کرد و گفت:
حالا میخوای چیکار کنی؟
کناره گیری میکنم
چیی؟تو دیوونه شدی؟این مسابقه خیلی مهمه
هیچی برام مهمتر از شقایق نیست،من از مسابقه کناره گیری میکنم ،جون شقایق برام خیلی مهمه
اون مسابقه خیلی مهمه بک،یه راهی پیدا میکنیم تا اونو نجات بدیم
نه من میرم کنار
بکی رفت و چانیول بلند شد و خواست جلوشو بگیره اما نگرفت
بکی....
#exo
#اکسو
#فیک
By your side
شقایق رفت که چندتا فیلم بخره اما دیر شد و هنوز بر نگشته بود،بهش زنگ زدم و یه مرد گوشیو جواب داد
الو
الو شما؟
شما دوست شقایق هستید؟
بله شما؟
شقایق پیش ماست اگه میخواید زنده بمونه کاریو که میگیم انجام بدید
چ..چی؟چه کاری؟
گوشیو داد دست شقایق
خوبی؟چی شده؟
اینا منو گرفتن و گفتن یا باید بکهیون از مسابقه کناره گیری کنه یا رازمونو پخش میکنن و منو....
گوشیو از دست شقایق برداشت و گفت:
به بکهیون بگین که از مسابقه کناره گیری کنه یا همینطور که شقایق گفت رازتونو پخش میکنیم
لطفا خواهش میکنم نزنیدش
گوشیو روم قطع کرد و من هرچی سریعتر به بکی زنگ زدم
سلام بکی کجایی؟
چیزی شده؟چرا صدات میلرزه؟
میشه لطفا هرچی سریعتر با چانی بیاین خونه ما؟
باشه...
منتظر بکی و چانی بودم،اونا از موبایل شقایق یه عکس از شقایق برام فرستادن که بیهوش بود و بسته بودنش به صندلی
خیلی سریعتر از چیزی که فکرشو میکردم چانی و بکی رسیدن
رز چی شده؟
خیلی اشفته و نگران شده بودم و من نمیتونستم حرف بزنم چانی گفت:
رز حرف بزن ببینم چی شده
شقایق...شقای...
شقایق چی؟
شقایق رفت فیلم بگیره ولی دیر کرد و من بهش زنگ زدم و یه مرد برداشت و گفت شقایق پیش ماست و.....اون..اون گفت بکی باید از مسابقه کناره گیری کنه تا شقایق و ازاد کنن وگرنه رازمونو فاش میکنن....حا..حالا باید چیکار کنیم؟
چییی؟کیا بودن؟
نمیدونم
همینطور که حرف میزدم همش میلرزیدم
اروم باش همه چی درست میشه
چانیول به بکی نگاه کرد و گفت:
حالا میخوای چیکار کنی؟
کناره گیری میکنم
چیی؟تو دیوونه شدی؟این مسابقه خیلی مهمه
هیچی برام مهمتر از شقایق نیست،من از مسابقه کناره گیری میکنم ،جون شقایق برام خیلی مهمه
اون مسابقه خیلی مهمه بک،یه راهی پیدا میکنیم تا اونو نجات بدیم
نه من میرم کنار
بکی رفت و چانیول بلند شد و خواست جلوشو بگیره اما نگرفت
بکی....
#exo
#اکسو
#فیک
- ۸.۹k
- ۲۲ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط