{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیـــــــــــــگر سکـــــــــوت هایم ســــــــــــرد شد .

دیـــــــــــــگر سکـــــــــوت هایم ســــــــــــرد شد ...
نه به ســـــــــردی هـــوا نه به ســــــــردی دستانت ...
به سردی لحنت ...
سکوتم سرد شد ...
ســــــــــــرد ... ســــــــــرد ...
تو با لحن ســــــــــردتت دلم را آتش زدی ...
و من هم با نگاه ســــــــــردم ...
دنیا را خاکســـــتر خواهم کرد ...
دیدگاه ها (۱)

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

پارت بیست و یکم

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 10فضای رستوران در سکوت فرو رفت.سه مرد با قدم‌...

خاطراتِ معلق در نور

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط