{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁴²
سلین: جونکوکااااا
کوک: جانم عشقم
سلین : گوشیم کجاستتت
کوک:نمی‌دونم
سلین :واییی جیمین پیام داده
کوک:جیمین کیه
سلین :دوستمه
کوک: آها (سرد)
سلین: وااا چرا یه دفعه تورو‌ جن میگیره
کوک:هیچی نیست من میرم بخوابم
ذهن سلین 💌
وااا این حسودی کرد الان چرا اینطوری شد
باید از دلش در بیارم
چند ساعت بعد
جویی و پدرم هنوز نیومده بودن منم سونا رو بغل کردم و بردم اتاق منو کوک
و سونا رو گذاشتم کنارم و
به کوک‌ گفتم
سلین :چرا جن گیر شدی باز
کوک:جیمین کیه؟
سلین :دوستمه که ³ سال باهاش دوستم و تازه از پاریس اومد
کوک: آهان منم باهاش آشنا کن
ناگهان سونا شروع کرد به گریه کردن
کوک :چرا گریه می‌کنه
سلین: نمیدونم
کوک (سونا رو بغل می‌کنه)
این گشنشه
سلین :شیر خشکش تموم شده
کوک:الان باید چیکار کنیم
سلین :نمیدونم
کوک:شروع کرد به در آوردن لباسش
سلین: چیکار می‌کنی (خنده)
کوک:این باید یه چیزی رو مک‌ بزنه (منظورش سینه های کوک‌ بود)
سلین :واییی چیکار می‌کنی (جرررر)
کوک:هیسسس
داره می‌خوابه
سلین :زن بودن بهت خیلی میاد هاااا
کوک:(خنده)
ادامه دارد...
بچه ها می‌خوام شرط بزارم
30 لایک
²⁵ کامنت
باییی
نظر بدید و حمایت کنید💫
دیدگاه ها (۲۱)

²²⁵ تایی شدیم پارت های جدید میزارممممحمایت کنیددددد

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴³²⁰ دقیقه بعد جویی:ما اومدیمممم و اومد د...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁴¹سلین: باشهحواسم هست کوک : میشه سونا رو...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁴⁶سلین : جیمین شیییی دلم برات خیلی تنگ ش...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³⁸ویو سلین💫⁹ماه از رابطه من و جونکوک میگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط