{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁴³
²⁰ دقیقه بعد
جویی:ما اومدیمممم
و اومد داخل اتاق کوک و سلین
جویی:وااییی چیکار می‌کنی جئون (خنده)
کوک:عامممم مجبور بودیم (خجالت؛خنده)
جویی:وایییی ببخشید واقعا سونا رو بده به من
سلین : خب دیگ ماهم بخوابیم شب بخیر مامان
جویی :شب بخیر
و‌ رفت
پدر:سلین با جئون توی یه اتاق می‌خوابی
سلین:عاممممم نه نه
الان میرم توی اتاق بغلی آره دیگ شب بخیر کوک
کوک:شب توهم بخیر زیبام
پدر:جئون‌ میخواید ازدواج کنید
کوک:اممم جوانی که سلین دانشگاهش تموم بشه
پدر:آها
شب بخیر
کوک:شب تو هم بخیر
فلش بک به فردا صبح 👀
ویو کوک😺
از خواب بیدار شدم و یه دوش گرفتم موهام رو خشک کردم و لباس پوشیدم و رفتم پایین
دیدم سلین هم بیداره
کوک:صبح همگی بخیر
سلین و جویی: صبح تو هم بخیر
کوک:کیم کجاست
سلین :رفته سرکار امروز با یکی جلسه داشت
جویی:بچه ها میتونید سونا رو ببرید بیرون
کوک:آره حتما
سلین :مامانننن این فقط دوروزه که بدنیا اومده
جویی:اشکال نداره
سلین :باشه. کوک تو صبحونه بخور منم برم آماد بشم
رفتم بالا به کراپ سبز پوشیدم و یه شلوار لی و یه عینک زدم و رفتم پایین(عکس می‌زارم)
ادامه دارد...
شرطا:¹⁸ کامنت
لایک:²⁹
دیدگاه ها (۷)

بچه هاااااااا حمایت کنید لطفاً از دستتون ناراحتم 🥺

اسپایدرمن جونکوک✨

²²⁵ تایی شدیم پارت های جدید میزارممممحمایت کنیددددد

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴²سلین: جونکوکااااا کوک: جانم عشقم سلین :...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ¹⁶پدر :کجا بودید خانوما جویی: هیجا بالا ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁴⁰سلین :جونکوک . بابا بیاید شام بخورید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط