{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی که پایم را از درزندان بیرون گذاشته و به طرف دروازه

زمانی که پایم را از درزندان بیرون گذاشته و به طرف دروازه ای که به آزادی من منتهی میشد قدم زدم،
میدانستم که اگر تلخی ها و نفرت ها را با خود ببرم، بیرون اززندان هم زندانی خواهم بود..


نلسون ماندلا
دیدگاه ها (۱)

یه دوست واقعی چیزی که تو میخوای بشنوی رو بهت نمیگه، بلکه اون...

برای اولین بار در زندگیم می دیدم که عادی بودن یعنی چه: مجبور...

به یک نفر کارشناس مهندسی صنایع و یک نفر کارشناس معماری و طرا...

همه شغلت رو ازت میپرسن تا بدونن چقدر پول داری تا بر حسب مقدا...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

Forced MarriagePart 25تمام شب خواب درست و حسابی نداشتمهر بار...

فیک تهیونگ

پارت ۵۵

اخرین دعا 24

I'm not jealous part 54امروز سومین روزی بود که با جونگکوک بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط