{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانم از عشقت پریشانی گرفت

جانم از عشقت پریشانی گرفت
کارم از هجر تو ویرانی گرفت

دست در زلفت به نادانی زدم
مار را کودک به نادانی گرفت

گفتمت کامم بده، گفتی به طنز:
من بدادم گر تو بتوانی گرفت
دیدگاه ها (۱)

انگار  عادت کرده‌ای  این  یکّه‌ تازی  رااز عشق من در سینه‌ی ...

گفته بودم در نگاهت ، جوی غم‌های من است حرفهایت سبز و جاری رو...

‌ چه می دانی چه ها ڪرده، فراق تو به چشمانمشب و روزم شده یادت...

پرسیدی..چگونه دوستت دارم؟گفتمپرنده‌ای عاشقم..که از برخورد گل...

پارت ۲ویو ا.ت بدون در زدن وارد اتاق شدم که با نامجون مواجه ش...

لینو

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "14" "ویو جئون آنجلینا" ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط