{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part³⁰

+خب من حموممو کردم

_به همین زودی؟

+آره...(در رفت)

_(خنده)

ویو ات
سریع لباسامو پوشیدم و موهامو خشک کردم که از روی آینه دیدم پشتم تهیونگه...هوفی کشیدم و به کارم ادامه دادم

_بی محلی میکنی؟

+نوچ

_پس این کاری که کردی چی؟؟؟؟

+...

_جوابی نداری؟(پوزخند)ضایع شدیییی

+ایش...

_(خنده)ایش ایش(صداشو دخترونه کرد)

+زهر‌...

_زهره چی؟

+مارررر

_دارم برات

+(در رفت)

_خنگ کیوت(خنده)

دررفتم که بازم خوردم به یه چیزی دیدم اون....جیمینه....همکلاسی دبیرستانم‌‌...دوستم...اون اینجلپا چیکار میکنه؟

؛اوه سلام خانم شما....ات؟(تعجب)

+جیمین شیییی

؛اتتتتت

+(خنده)

؛(خنده)

+اینجا چیکار میکنی؟

؛من باید این سوالو ازت بپرسم

+اول تو بگو

؛با کیم تهیونگ قراره بریم سفر کاری

+کجا؟؟

؛آمریکا

+وات....کدوم شهرش؟

؛نیویورک

+آها...

؛خب تو بگو

+من...خب من دوست دختر تهیونگم

؛اوه...جدی؟

+اوهوم

؛الان داشتید چیکار میکردین که با سرعت برق دویدی؟(لبخند شیطانی)

+منحرفففف

_سلام(جدی)

؛سلام آقای کیم(لبخند)از دیدنتون خیلی خوشحالم

_منم همینطور(سرد)ات تو پارک جیمینو میشناسی؟

+آره دوسته دوران دبیرستانم بود

_یه پسر دوستت بود؟؟؟

+آره

_بعدا کارت داره

+یا خدا(زمزمه)

؛(خنده)

_خب آقای پارک بریم برنامه ریزی کنیم؟

؛بله

تهیونگو جیمین رفتن...ایشششش آبرومو نزدیک بود ببره...


لایک:⁴⁵
کامنت:⁴⁰
دیدگاه ها (۵۲)

تولدت‌مبارک‌جیهوپیییمیدونم‌تولدش ² روز پیش بود ولی نت نداشتم...

پارت ²⁷ نصفشو نذاشتماینم از ادامه ی پارت ²⁷یه کاغذ ‌کوچیک دی...

part²⁹ویو اتگریم گرفته بود...تهیونگ چش شده بود؟...اون این کا...

Part²⁸ویو اتمنو ته باهم رفتیم خونه و وقتی رفتم توی اتاقم و ل...

36کوک: اووو اون مین هیوک نیست؟ (تعجب) چون ایت پشت کرده بود.ن...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

47.ات ;سر تکون داد و حرف هایونگ رو تایید کرد..... اره اره (ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط