{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت لمس خیالانگیز

🖤🔥 پارت ۲۵ — لمسِ خیال‌انگیز

یونا نفسش را آرام بیرون داد و دستش را به آرامی روی دست جونگ‌کوک گذاشت.
او لبخند نزد، فقط نگاهش را روی او قفل کرد.

«این… واقعیه.»
صدایش لرزید، اما پر از اطمینان.

جونگ‌کوک آرام انگشتانش را روی دست یونا حرکت داد، نه فشار، نه عجله—فقط لمس کوتاه و خیال‌انگیز.

یونا قلبش تند زد.
هیچ ترس، هیچ نگرانی—فقط گرمای لمس و احساسی که تدریجی در وجودشان رشد می‌کرد.

و آن لحظه،
یونا و جونگ‌کوک فهمیدند که عشقشان دیگر قابل انکار نیست.


---

اسکی ممنوع 🚫
دیدگاه ها (۰)

🖤🔥 پارت ۲۶ — نفس‌های هم‌راستاباران بیرون شدت گرفته بود، اما ...

🖤🔥 پارت ۲۷ — نزدیک‌تر از همیشهنور کم‌جان چراغ‌ها روی دیوارها...

🖤🔥 پارت ۲۴ — نگاهِ بی‌کلامچشمان یونا و جونگ‌کوک برای چند لحظ...

🖤🔥 پارت ۲۳ — نفس‌های نزدیکباران هنوز آرام روی سقف می‌خورد.یو...

---🖤🔥 پارت ۲۸ — قلب‌های هم‌آهنگشب آرام شده بود و باران خاموش...

🖤🔥 پارت ۲۲ — لمسِ آرامیونا روی مبل نشست، دست‌هایش روی زانو ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط