یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم
یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم
نمیدونم کدوم خیابون بود کجای فلان شهر
یه عابر که اصا تو حال خودش نبود محکم خورد بهم
گفتم.اوووی حواست کجاس عمو؟؟
یه نگا کرد اروم بهم
گفت.عذر میخوام ببخشید خیلی داغونم حواسم نبود تورو قران شرمنده
منم که سرم درد میکنه با ادمای داغون حرف بزنم
گفتم.حالا داداش چیشده بهم ریختی؟؟چیکاره ای؟؟
یه نخ سیگار در اورد و فندک زد زیرش
گفت. تا حالا عاشق شدی؟؟
گفتم. هی کم و بیش
گفت. تا حالا لپشت از نداری جلوش گل انداخته؟؟
گفتم. جوونیو و نداریش
گفت.من عاشق یه زن شوهر دارم
حرفشو قطع کردم و
گفتم.نگا کن داداش نداشتیم دیگه تو این موردو نیستم بیخیال
نگام کرد
گفت.امروز مرد ...
خندیدم
گفتم.بهتر دیگه داداش راحت شدی حاجی خیلی ناجور انصافا زن شوهر دار
یه قطره اشک از گوشه ی چشمش لیز خوردو آروم
گفت.✘ امروز بی مادر شدم✘
.
.
.
.
.
. گفت. امروز بی مادر شدم
اب سردو ریختن روم محکم بغلش کردم و
گفتم.داداشم غلط کردم
✘✘سلامتی همه مادرا✘✘
بهشتم کمه برا زیر پاشون
نمیدونم کدوم خیابون بود کجای فلان شهر
یه عابر که اصا تو حال خودش نبود محکم خورد بهم
گفتم.اوووی حواست کجاس عمو؟؟
یه نگا کرد اروم بهم
گفت.عذر میخوام ببخشید خیلی داغونم حواسم نبود تورو قران شرمنده
منم که سرم درد میکنه با ادمای داغون حرف بزنم
گفتم.حالا داداش چیشده بهم ریختی؟؟چیکاره ای؟؟
یه نخ سیگار در اورد و فندک زد زیرش
گفت. تا حالا عاشق شدی؟؟
گفتم. هی کم و بیش
گفت. تا حالا لپشت از نداری جلوش گل انداخته؟؟
گفتم. جوونیو و نداریش
گفت.من عاشق یه زن شوهر دارم
حرفشو قطع کردم و
گفتم.نگا کن داداش نداشتیم دیگه تو این موردو نیستم بیخیال
نگام کرد
گفت.امروز مرد ...
خندیدم
گفتم.بهتر دیگه داداش راحت شدی حاجی خیلی ناجور انصافا زن شوهر دار
یه قطره اشک از گوشه ی چشمش لیز خوردو آروم
گفت.✘ امروز بی مادر شدم✘
.
.
.
.
.
. گفت. امروز بی مادر شدم
اب سردو ریختن روم محکم بغلش کردم و
گفتم.داداشم غلط کردم
✘✘سلامتی همه مادرا✘✘
بهشتم کمه برا زیر پاشون
- ۵.۷k
- ۱۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط