{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری کوچولو در سرمای شدید که قندیل‌های یخی از شاخه‌ها آو

دختری کوچولو در سرمای شدید که قندیل‌های یخی از شاخه‌ها آویزان بودند

در زیر پتوی سرد و دراتاق زیر شیروانی عروسک خودرا در آغوش کشیده بود و با او صحبت می‌‌کرد

میگفت خدایا چرا مادرم رفت به آسمان و منو تنها گذاشت حالا زن بابا منو اذیت میکنه و اشک‌هایش فرو می‌‌ریختند

فرشته‌ای کوچک مثل پروانه و فانوس کوچکی در دستش از پنجره وارد اتاق شد و گفت کی‌ منو صدا زد

دختر کوچولو سرش را از زیر پتو بیرون آورد و فرشته را در آغوش کشید

اشک‌های دخترک از گونه‌های او فرو افتادند و مروارید گردیدند فرشته آنها را به نخ کشید و به گردن دختر کوچولو آویخت

فرشته فانوس خودرا بدست گرفت و دست دیگرش دست دخترک را گرفت پرواز کردند و رفتند

در دشتی فرود آمدند که گلها با باد می‌رقصیدند نگاه دخترک به دور دورا دوخته شد که زنی‌ بسویش می‌‌آمد
دیدگاه ها (۱)

#لینو#استری_کیدزنوزاد کوچولو همینطور که خنده ای بزرگ بر لب د...

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

p9

( Blue Side )

The Joke That Broke Us

فعلا نیک نیم نداره

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

....پارت بیستم....

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --¹ــ صدامو می شنوی ؟ موهات شبیه کیک خامه‌ای صورتی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط