{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازهم این تصویر

بازهم این تصویر
تصویر دست و پیشانی
تصویر ِنوشته‌ی بازگشته به اندیشه.

°

همچون پرنده‌ای در آشیان
سرم را در دست گرفته‌ام.

°

درخت پایکوبی می‌کرد همچنان،
اگر همه‌جا بیابان نبود.

°

جاودانه‌ها به‌جای مرگ.
شن سهم احمقانه‌ی ماست از میراث.

°

آیا از هماغوشی دست و جان
نطفه‌ای شکل می‌گیرد؟

°

فردا معنای دیگری‌ست.

°

می‌دانستید که پیش‌ترها، ناخن‌هایمان اشک می‌ریختند؟
دیوارها را با اشک‌هایمان خراش می‌دادیم
اشک‌هایمان به سختی قلب‌های کودکانه‌مان بود.

°

هیچ نجاتی در کار نیست.
وقتی که دنیا در خون غرق می‌شود،
جز بازوانمان چیزی نداریم
تا شنا کنیم به آغوشِ مرگ.

°

(فراسوی دریاها، برفراز قله‌ها
سیاره‌ی کوچک ناشناخته
دست‌های پیوسته، دست‌های گره‌شده و آکنده،
گریزان از سنگینی وزن)

°

آنگاه که حافظه‌مان بازگردانده شود
آیا عشق خواهد فهمید که چند ساله است؟

°

سعادتِ راز مشترک عتیق،
امید نخستین کلام،
به کائنات بازخواهد گشت آرام
و به دست‌ها، کاغذ مچاله شده

°

تنها زمانِ بیداری، باقی‌ مانده‌ است.
ادموند ژبس.
دیدگاه ها (۴)

celebration

مرگ فقرا ..مرگ است که تسکین می‌دهدافسوس! مرگ، امکانِ زندگی‌س...

تنها دوست داشتن و شناختنبایسته استنه معشوق بودنیا شناخته‌شدن...

چند پارتی جونگ کوک

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

P : 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط