{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part19
ته
دیدم که کوک چشماشو باز کرد و خیلی خوشحال شدم حالم خیلی بهتر شد

ته:خوبی حالت خوبه

دکتر:بخاطر سختی‌ هایی که داشته تا چند روز استراحت کنه خیلی خوبه

ته:باشه ممنون میتونید برید

دکتر:باشه خداحافظ

ته :باشه بای

کوک
خیلی خسته بودم واقعا حالم بد بود ميخواستم بلند شم که ته اومد

ته:نمیتونی بلند بشی

کوک:با تمام سختی گفتم چرا

ته:به شکمت تیر خورده اگه یادت رفته بعدا 3روز بعد میخوای بریم مسافرت با رفیقام

کوک:جدی کدوم رفیقات ما خبر نداریم

ته:اشنا میشی پایین هستن

کوک:تعجب

ته:تعجب نکن پایین هستن کمکت میکنم بری پایین باهاشون اشنا بشی و بعد از دستش گرفتم تا وایستاد دستشو گزاشت رو شکمش

ته:خوبی

کوک:اره خوبم بریم
با تمام سختی‌به پایین رسيدم و به کمک ته نشستم رو مبل

نامجون:پس ایشون نامزدته
خوشبختم کیم نامجون هستم

کوک:خوشبختم جئون جونکوک هستم

جین:خوشبختم منم جین هست

همه خودشونو معرفی کردن (بخدا حال نداشتم بنویسم)

ته:اگه تموم شد میخواین بریم ناهار

جین:حتمااا بریمم

بعد ناهار
ته
کوک و بردم تو اتاقمون خودمم کنارش نشستم

کوک:جیمین کجاستت

ته:طبقه ی پایین پیش یونگی

کوک:اوکی

ته:کوک من دوست دارم عاشقت شدم

کوک:بله

ته:میگم دوستت دارم عاشقت شدم و بعدش محکم بفلش مردم و حواسم به زخمش هم بود

شرط برای پارت بعدی
فقط کامنت ۳۰
دیدگاه ها (۳۱)

اینم پروفایل جدید

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

#اونـ_مالـ_منهـPart17کوک اولین نفر بود که از ون پیاده شد پس ...

three hearts, one love

#چرا -منPart17کوک چی من جیمن آره تو حالا هر کاری میتونی بکن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط